extinguishes

[ایالات متحده]/ɪkˈstɪŋɡwɪʃɪz/
[بریتانیا]/ɪkˈstɪŋɡwɪʃɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. خاموش کردن (آتش)؛ از بین بردن؛ موجب توقف وجود (چیزی) شدن

عبارات و ترکیب‌ها

fire extinguishes flames

آتش شعله ها را خاموش می کند

water extinguishes fire

آب آتش را خاموش می کند

extinguisher extinguishes fire

خاموش کننده آتش را خاموش می کند

quickly extinguishes flames

به سرعت شعله ها را خاموش می کند

safety extinguishes hazards

ایمنی خطرات را خاموش می کند

extinguishes all fires

تمام آتش ها را خاموش می کند

extinguishes the blaze

شعله های آتش را خاموش می کند

extinguishes the light

نور را خاموش می کند

extinguishes the spark

جرقه را خاموش می کند

extinguishes the threat

تهدید را خاموش می کند

جملات نمونه

the firefighter extinguishes the flames quickly.

آتش‌نشان به سرعت شعله‌ها را خاموش می‌کند.

water extinguishes the fire effectively.

آب آتش را به طور موثر خاموش می‌کند.

he extinguishes his cigarette before entering.

او قبل از ورود، سیگارش را خاموش می‌کند.

the rain extinguishes the campfire.

باران آتش‌چراغ را خاموش می‌کند.

she extinguishes her doubts with confidence.

او تردیدهای خود را با اعتماد به نفس خاموش می‌کند.

the teacher extinguishes any rumors in class.

معلم هرگونه شایعه را در کلاس خاموش می‌کند.

he extinguishes his anger through meditation.

او خشم خود را از طریق مدیتیشن خاموش می‌کند.

the new policy extinguishes previous concerns.

سیاست جدید نگرانی‌های قبلی را از بین می‌برد.

she extinguishes her fears by facing them.

او ترس‌های خود را با رویارویی با آن‌ها از بین می‌برد.

a good leader extinguishes conflicts among team members.

یک رهبر خوب درگیری‌ها را در بین اعضای تیم از بین می‌برد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید