following

[ایالات متحده]/ˈfɒləʊɪŋ/
[بریتانیا]/ˈfɑːloʊɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. بعدی، پس از آن
n. گروهی از پیروان/حامیان.
Word Forms
جمعfollowings
صفت یا فعل حال استمراریfollowing

عبارات و ترکیب‌ها

the following day

روز بعد

following instructions

دنبال کردن دستورالعمل‌ها

following closely

به دقت دنبال کردن

following a recipe

دنبال کردن یک دستور غذا

following a trend

دنبال کردن یک روند

following a schedule

دنبال کردن یک برنامه

following her lead

دنبال کردن رهبری او

in the following

در ادامه

immediately following

بلافاصله پس از

following error

خطای بعدی

following system

سیستم بعدی

following suit

عمل کردن به همین ترتیب

following in order

طبق ترتیب

جملات نمونه

in the following chapter.

در فصل بعد.

a large following of admirers

گروهی بزرگ از طرفداران

The following is the full text.

متن کامل در زیر آمده است.

on the following day (=on the day following)

در روز بعد (در روزی که بعد از آن می‌آمد)

The following people will report for duty.

افراد زیر برای انجام وظیفه گزارش خواهند داد.

the brief soliloquy following Clarence's exit.

مونولوگ کوتاه بعد از خروج کلارنس

I've been following this discussion closely.

من به طور دقیق این بحث را دنبال کرده ام.

the following are both grammatically correct sentences.

این موارد هر دو از نظر دستوری صحیح هستند.

the weeks following parturition.

هفته‌های پس از زایمان.

find the unknown in the following equations.

مجهول را در معادلات زیر پیدا کنید.

a mobile situation following the coup.

یک وضعیت سیار پس از کودتا.

following the track of an airplane on radar.

ردیابی هواپیما بر روی رادار.

The following students will stay.

دانشجویان زیر می‌مانند.

Answer the following questions.

به سوالات زیر پاسخ دهید.

They are following the flight of an aircraft by radar.

آنها با استفاده از رادار، پرواز هواپیما را ردیابی می‌کنند.

slavishly following the views of his teachers

به طرز کورکورانه از نظرات معلمان خود پیروی کردن

the following Saturday, Mattie had a clear day.

شنبه‌ی بعد، متتی یک روز خوب داشت.

the following aircraft cut across to join him.

هواپیمای بعدی از مسیر خود منحرف شد تا به او ملحق شود.

نمونه‌های واقعی

The hollow eye sockets of the stone snakes seemed to be following him.

چشم‌های خالی حفره‌دار مار سنگی به نظر می‌رسید که او را تعقیب می‌کنند.

منبع: 2. Harry Potter and the Chamber of Secrets

Two operators are dead following a landslide which derailed their train in Shaanxi.

دو نفر از کارشناسان در پی رانش زمین که قطار آنها را واژگون کرد، جان باختند.

منبع: CRI Online November 2014 Collection

Eleven senior citizens have been confirmed dead following the fire.

تأیید شده است که یازده شهروند مسن در پی آتش‌سوزی جان خود را از دست داده‌اند.

منبع: CRI Online August 2013 Collection

The examiner is just following the questions.

بازرس فقط سوالات را دنبال می‌کند.

منبع: Tips for IELTS Speaking.

I wondered if someone was following them.

من فکر کردم شاید کسی آنها را تعقیب کند.

منبع: Past National College Entrance Examination Listening Test Questions

The little girl always is following you.

آن دختر کوچک همیشه شما را تعقیب می‌کند.

منبع: Actor Dialogue (Bilingual Selection)

Some ways to begin your response include the following.

برخی از راه‌های شروع پاسخ شما عبارتند از موارد زیر.

منبع: Rachel's Classroom: Job Interview

No. My pack is not following us.

نه. گروه من ما را تعقیب نمی‌کند.

منبع: Up

How closely are Russians following all this?

روس‌ها چقدر دقیقاً همه اینها را دنبال می‌کنند؟

منبع: NPR News January 2022 Compilation

Another way of saying usually is the following.

یک راه دیگر برای گفتن معمولاً موارد زیر است.

منبع: Tips for IELTS Speaking.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید