forgives and forgets
بخشیدن و فراموش کردن
forgives easily
به راحتی بخشیدن
forgives quickly
به سرعت بخشیدن
forgives mistakes
بخشیدن اشتباهات
forgives others
بخشیدن دیگران
forgives fully
به طور کامل بخشیدن
forgives wrongs
بخشیدن اشتباهات و لغزش ها
forgives deeply
به طور عمیق بخشیدن
forgives readily
بخشیدن با سرعت و تمایل
forgives sincerely
بخشیدن با صمیمیت
she forgives him for his mistakes.
او او را برای اشتباهاتش می بخشد.
he forgives her for being late.
او او را به خاطر دیر رسیدنش می بخشد.
they forgives each other after the argument.
آنها پس از بحث با یکدیگر همدیگر را می بخشند.
she forgives herself for not studying harder.
او خودش را به خاطر نخواندن بیشتر می بخشد.
he forgives the team for their poor performance.
او تیم را به خاطر عملکرد ضعیفشان می بخشد.
she forgives him for forgetting their anniversary.
او او را به خاطر فراموش کردن سالگرد آنها می بخشد.
he forgives his friend for the betrayal.
او دوست خود را به خاطر خیانت می بخشد.
they forgives the mistakes made during the project.
آنها اشتباهاتی که در طول پروژه رخ داده است را می بخشند.
she forgives her parents for their strictness.
او والدین خود را به خاطر سخت گیری هایشان می بخشد.
he forgives the driver for the accident.
او راننده را به خاطر تصادف می بخشد.
forgives and forgets
بخشیدن و فراموش کردن
forgives easily
به راحتی بخشیدن
forgives quickly
به سرعت بخشیدن
forgives mistakes
بخشیدن اشتباهات
forgives others
بخشیدن دیگران
forgives fully
به طور کامل بخشیدن
forgives wrongs
بخشیدن اشتباهات و لغزش ها
forgives deeply
به طور عمیق بخشیدن
forgives readily
بخشیدن با سرعت و تمایل
forgives sincerely
بخشیدن با صمیمیت
she forgives him for his mistakes.
او او را برای اشتباهاتش می بخشد.
he forgives her for being late.
او او را به خاطر دیر رسیدنش می بخشد.
they forgives each other after the argument.
آنها پس از بحث با یکدیگر همدیگر را می بخشند.
she forgives herself for not studying harder.
او خودش را به خاطر نخواندن بیشتر می بخشد.
he forgives the team for their poor performance.
او تیم را به خاطر عملکرد ضعیفشان می بخشد.
she forgives him for forgetting their anniversary.
او او را به خاطر فراموش کردن سالگرد آنها می بخشد.
he forgives his friend for the betrayal.
او دوست خود را به خاطر خیانت می بخشد.
they forgives the mistakes made during the project.
آنها اشتباهاتی که در طول پروژه رخ داده است را می بخشند.
she forgives her parents for their strictness.
او والدین خود را به خاطر سخت گیری هایشان می بخشد.
he forgives the driver for the accident.
او راننده را به خاطر تصادف می بخشد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید