avenges

[ایالات متحده]/ɪˈvɛndʒɪz/
[بریتانیا]/iˈvendʒɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. انتقام گرفتن از کسی به خاطر یک ظلم یا آسیب

عبارات و ترکیب‌ها

avenges his/her father

انتقام پدرش/پدرش را می‌گیرد

avenges his/her honor

انتقام شرافتش/شرافتش را می‌گیرد

جملات نمونه

she avenges her brother's death.

او انتقام مرگ برادرش را می‌گیرد.

the hero avenges the fallen comrades.

قهرمان انتقام همرزمان جان باخته را می‌گیرد.

he believes that justice avenges wrongdoings.

او معتقد است که عدالت، بی‌عدالتی‌ها را مجازات می‌کند.

the film depicts a character who avenges his family's honor.

فیلم شخصیتی را به تصویر می‌کشد که انتقام حیثیت خانواده‌اش را می‌گیرد.

she vowed to avenge the betrayal.

او قول داد که خیانت را انتقام بگیرد.

in the story, the villain avenges his defeat.

در داستان، شرور انتقام شکست خود را می‌گیرد.

the warrior avenges his fallen king.

جنگجو انتقام مرگ پادشاه خود را می‌گیرد.

he always finds a way to avenge himself.

او همیشه راهی برای انتقام گرفتن از خودش پیدا می‌کند.

the tale of the hero who avenges his village is legendary.

داستان قهرمانی که انتقام روستکش را می‌گیرد افسانه‌ای است.

she avenges her friend's humiliation with clever tactics.

او با استفاده از تاکتیک‌های هوشمندانه انتقام تحقیر دوستش را می‌گیرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید