He was a gangly teenager with limbs that seemed too long for his body.
او یک نوجوان دراز قامت بود که دست و پاهایش به نظر خیلی بزرگتر از بدنش می رسید.
The gangly man struggled to fit into the small car.
مرد دراز قامت برای جا گرفتن در ماشین کوچک دچار مشکل شد.
Despite his gangly appearance, he was surprisingly agile on the basketball court.
با وجود ظاهر دراز قامتش، او به طرز شگفت انگیزی در زمین بسکتبال چابک بود.
The gangly horse stumbled awkwardly as it tried to jump over the fence.
اسب دراز قامت در حالی که سعی می کرد از روی حصار بپرد، به طرز ناهنجاری سر خورد.
She always felt self-conscious about her gangly arms and legs.
او همیشه در مورد دست و پاهای دراز قامت خود احساس ناامنی می کرد.
The gangly tree swayed in the wind, its branches reaching out like skeletal fingers.
درخت دراز قامت در باد تاب می خورد، شاخه هایش مانند انگشتان استخوانی به بیرون کشیده شده بود.
His gangly frame made him stand out in a crowd of shorter people.
بدن دراز قامتش باعث شد در میان جمعیتی از افراد کوتاهتر، خودنمایی کند.
The gangly woman tripped over her own feet while walking in high heels.
زن دراز قامت در حالی که با کفش پاشنه بلند راه می رفت، روی پاهای خود زمین خورد.
The gangly dog struggled to keep up with its owner during the morning jog.
سگ دراز قامت برای هماهنگی با صاحبش در هنگام دویدن صبحگاهی دچار مشکل شد.
Despite his gangly build, he was surprisingly strong and could lift heavy weights with ease.
با وجود اندام دراز قامتش، او به طرز شگفت انگیزی قوی بود و به راحتی می توانست وزنههای سنگین را بلند کند.
BARACK OBAMA: The life of a tall, gangly, self-made Springfield lawyer tells us that a different future is possible!
باراک اوباما: زندگی یک وکیل خودساخته قدبلند، نحیف و اهل اسپرینگفیلد به ما میگوید که یک آینده متفاوت امکانپذیر است!
منبع: What it takes: Celebrity InterviewsThe channel is teeming with insects, fish and frogs, but the parents can barely keep up with their gangly offspring's appetite.
کانال پر از حشرات، ماهیها و قورباغهها است، اما والدین به سختی میتوانند با اشتهای فرزندان نحیف خود مقابله کنند.
منبع: The mysteries of the EarthIt had a tail but no apparent head, sharp spines on its back, and six or seven pairs of long, gangly legs.
یک دم داشت اما سر ظاهری نداشت، خار تیز روی پشتش بود و شش یا هفت جفت پا بلند و نحیف.
منبع: SciShow CollectionThere was one gangly young man, Nadil, who seemed to take it upon himself to act as Will's unofficial carer when Nathan was not around.
یک جوان نحیف به نام نادیل وجود داشت که به نظر میرسید وقتی ناتان آنجا نبود، وظیفه مراقبت غیررسمی از ویل را به عهده بگیرد.
منبع: Me Before YouWhen our beloved Black Lab mix had been a gangly adolescent puppy, we had only given her unbreakable gifts to unwrap—things like pajamas and steering wheel covers.
وقتی سگ سیاه مخلوط مورد علاقه ما یک توله نوجوان نحیف بود، فقط هدیههایی که نمیشد باز کرد به او میدادیم - چیزهایی مانند لباس خواب و روکش فرمان.
منبع: Selected English short passagesYou turn to look over your shoulder and standing in the hallway before you is the tall, slightly gangly form of Kylo Ren, the Supreme Leader of the First Order.
به اطراف نگاه میکنید و در راهرو مقابل شما، قامت بلند و کمی نحیف کایلو رن، رهبر ارشد مرتب اول، ایستاده است.
منبع: Defeating the movie mogulsHe seemed to have grown several more inches during their month apart, making him taller and more gangly looking than ever, though the long nose, bright red hair and freckles were the same.
به نظر میرسید در طول یک ماه جدایی، چندین اینچ قدبلاتر شده است و از همیشه نحیفتر به نظر میرسد، اگرچه بینی بلند، موهای قرمز روشن و لکههای صورت یکسان بودند.
منبع: Harry Potter and the Order of the PhoenixHe was a gangly teenager with limbs that seemed too long for his body.
او یک نوجوان دراز قامت بود که دست و پاهایش به نظر خیلی بزرگتر از بدنش می رسید.
The gangly man struggled to fit into the small car.
مرد دراز قامت برای جا گرفتن در ماشین کوچک دچار مشکل شد.
Despite his gangly appearance, he was surprisingly agile on the basketball court.
با وجود ظاهر دراز قامتش، او به طرز شگفت انگیزی در زمین بسکتبال چابک بود.
The gangly horse stumbled awkwardly as it tried to jump over the fence.
اسب دراز قامت در حالی که سعی می کرد از روی حصار بپرد، به طرز ناهنجاری سر خورد.
She always felt self-conscious about her gangly arms and legs.
او همیشه در مورد دست و پاهای دراز قامت خود احساس ناامنی می کرد.
The gangly tree swayed in the wind, its branches reaching out like skeletal fingers.
درخت دراز قامت در باد تاب می خورد، شاخه هایش مانند انگشتان استخوانی به بیرون کشیده شده بود.
His gangly frame made him stand out in a crowd of shorter people.
بدن دراز قامتش باعث شد در میان جمعیتی از افراد کوتاهتر، خودنمایی کند.
The gangly woman tripped over her own feet while walking in high heels.
زن دراز قامت در حالی که با کفش پاشنه بلند راه می رفت، روی پاهای خود زمین خورد.
The gangly dog struggled to keep up with its owner during the morning jog.
سگ دراز قامت برای هماهنگی با صاحبش در هنگام دویدن صبحگاهی دچار مشکل شد.
Despite his gangly build, he was surprisingly strong and could lift heavy weights with ease.
با وجود اندام دراز قامتش، او به طرز شگفت انگیزی قوی بود و به راحتی می توانست وزنههای سنگین را بلند کند.
BARACK OBAMA: The life of a tall, gangly, self-made Springfield lawyer tells us that a different future is possible!
باراک اوباما: زندگی یک وکیل خودساخته قدبلند، نحیف و اهل اسپرینگفیلد به ما میگوید که یک آینده متفاوت امکانپذیر است!
منبع: What it takes: Celebrity InterviewsThe channel is teeming with insects, fish and frogs, but the parents can barely keep up with their gangly offspring's appetite.
کانال پر از حشرات، ماهیها و قورباغهها است، اما والدین به سختی میتوانند با اشتهای فرزندان نحیف خود مقابله کنند.
منبع: The mysteries of the EarthIt had a tail but no apparent head, sharp spines on its back, and six or seven pairs of long, gangly legs.
یک دم داشت اما سر ظاهری نداشت، خار تیز روی پشتش بود و شش یا هفت جفت پا بلند و نحیف.
منبع: SciShow CollectionThere was one gangly young man, Nadil, who seemed to take it upon himself to act as Will's unofficial carer when Nathan was not around.
یک جوان نحیف به نام نادیل وجود داشت که به نظر میرسید وقتی ناتان آنجا نبود، وظیفه مراقبت غیررسمی از ویل را به عهده بگیرد.
منبع: Me Before YouWhen our beloved Black Lab mix had been a gangly adolescent puppy, we had only given her unbreakable gifts to unwrap—things like pajamas and steering wheel covers.
وقتی سگ سیاه مخلوط مورد علاقه ما یک توله نوجوان نحیف بود، فقط هدیههایی که نمیشد باز کرد به او میدادیم - چیزهایی مانند لباس خواب و روکش فرمان.
منبع: Selected English short passagesYou turn to look over your shoulder and standing in the hallway before you is the tall, slightly gangly form of Kylo Ren, the Supreme Leader of the First Order.
به اطراف نگاه میکنید و در راهرو مقابل شما، قامت بلند و کمی نحیف کایلو رن، رهبر ارشد مرتب اول، ایستاده است.
منبع: Defeating the movie mogulsHe seemed to have grown several more inches during their month apart, making him taller and more gangly looking than ever, though the long nose, bright red hair and freckles were the same.
به نظر میرسید در طول یک ماه جدایی، چندین اینچ قدبلاتر شده است و از همیشه نحیفتر به نظر میرسد، اگرچه بینی بلند، موهای قرمز روشن و لکههای صورت یکسان بودند.
منبع: Harry Potter and the Order of the Phoenixلغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید