high-stakes

[ایالات متحده]/ˌhaɪˈsteɪks/
[بریتانیا]/ˌhaɪˈsteɪks/

ترجمه

adj. شامل خطرات یا عواقب جدی.

عبارات و ترکیب‌ها

high-stakes game

بازی با ریسک بالا

high-stakes meeting

جلسه با ریسک بالا

high-stakes negotiations

مذاکرات با ریسک بالا

high-stakes situation

وضعیت با ریسک بالا

high-stakes decision

تصمیم با ریسک بالا

high-stakes election

انتخابات با ریسک بالا

high-stakes deal

معامله با ریسک بالا

high-stakes career

مسیر شغلی با ریسک بالا

high-stakes gamble

قمار با ریسک بالا

high-stakes environment

محیط با ریسک بالا

جملات نمونه

the company faced a high-stakes negotiation with its suppliers.

شرکت با تامین‌کنندگان خود درگیر مذاکرات پرخطر بود.

this is a high-stakes situation for the entire team.

این یک وضعیت پرخطر برای کل تیم است.

the election was a high-stakes battle for the presidency.

انتخابات یک نبرد پرخطر برای ریاست جمهوری بود.

the surgery was high-stakes, requiring a skilled team.

جراحی پرخطر بود و نیاز به یک تیم ماهر داشت.

it was a high-stakes gamble with potentially huge rewards.

این یک قمار پرخطر با پاداش‌های بالقوه بزرگ بود.

the merger presented high-stakes challenges for both companies.

ادغام چالش‌های پرخطری را برای هر دو شرکت ایجاد کرد.

the trial was a high-stakes affair with national implications.

محاکمه یک موضوع پرخطر با پیامدهای ملی بود.

he made a high-stakes decision to invest all his savings.

او تصمیم پرخطری برای سرمایه‌گذاری تمام پس‌انداز خود گرفت.

the deal involved high-stakes negotiations over intellectual property.

معامله شامل مذاکرات پرخطری در مورد مالکیت معنوی بود.

it's a high-stakes game with no room for error.

این یک بازی پرخطر است که هیچ جای اشتباهی وجود ندارد.

the project's success was a high-stakes priority for the government.

موفقیت پروژه یک اولویت پرخطر برای دولت بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید