high-stakes game
بازی با ریسک بالا
high-stakes meeting
جلسه با ریسک بالا
high-stakes negotiations
مذاکرات با ریسک بالا
high-stakes situation
وضعیت با ریسک بالا
high-stakes decision
تصمیم با ریسک بالا
high-stakes election
انتخابات با ریسک بالا
high-stakes deal
معامله با ریسک بالا
high-stakes career
مسیر شغلی با ریسک بالا
high-stakes gamble
قمار با ریسک بالا
high-stakes environment
محیط با ریسک بالا
the company faced a high-stakes negotiation with its suppliers.
شرکت با تامینکنندگان خود درگیر مذاکرات پرخطر بود.
this is a high-stakes situation for the entire team.
این یک وضعیت پرخطر برای کل تیم است.
the election was a high-stakes battle for the presidency.
انتخابات یک نبرد پرخطر برای ریاست جمهوری بود.
the surgery was high-stakes, requiring a skilled team.
جراحی پرخطر بود و نیاز به یک تیم ماهر داشت.
it was a high-stakes gamble with potentially huge rewards.
این یک قمار پرخطر با پاداشهای بالقوه بزرگ بود.
the merger presented high-stakes challenges for both companies.
ادغام چالشهای پرخطری را برای هر دو شرکت ایجاد کرد.
the trial was a high-stakes affair with national implications.
محاکمه یک موضوع پرخطر با پیامدهای ملی بود.
he made a high-stakes decision to invest all his savings.
او تصمیم پرخطری برای سرمایهگذاری تمام پسانداز خود گرفت.
the deal involved high-stakes negotiations over intellectual property.
معامله شامل مذاکرات پرخطری در مورد مالکیت معنوی بود.
it's a high-stakes game with no room for error.
این یک بازی پرخطر است که هیچ جای اشتباهی وجود ندارد.
the project's success was a high-stakes priority for the government.
موفقیت پروژه یک اولویت پرخطر برای دولت بود.
high-stakes game
بازی با ریسک بالا
high-stakes meeting
جلسه با ریسک بالا
high-stakes negotiations
مذاکرات با ریسک بالا
high-stakes situation
وضعیت با ریسک بالا
high-stakes decision
تصمیم با ریسک بالا
high-stakes election
انتخابات با ریسک بالا
high-stakes deal
معامله با ریسک بالا
high-stakes career
مسیر شغلی با ریسک بالا
high-stakes gamble
قمار با ریسک بالا
high-stakes environment
محیط با ریسک بالا
the company faced a high-stakes negotiation with its suppliers.
شرکت با تامینکنندگان خود درگیر مذاکرات پرخطر بود.
this is a high-stakes situation for the entire team.
این یک وضعیت پرخطر برای کل تیم است.
the election was a high-stakes battle for the presidency.
انتخابات یک نبرد پرخطر برای ریاست جمهوری بود.
the surgery was high-stakes, requiring a skilled team.
جراحی پرخطر بود و نیاز به یک تیم ماهر داشت.
it was a high-stakes gamble with potentially huge rewards.
این یک قمار پرخطر با پاداشهای بالقوه بزرگ بود.
the merger presented high-stakes challenges for both companies.
ادغام چالشهای پرخطری را برای هر دو شرکت ایجاد کرد.
the trial was a high-stakes affair with national implications.
محاکمه یک موضوع پرخطر با پیامدهای ملی بود.
he made a high-stakes decision to invest all his savings.
او تصمیم پرخطری برای سرمایهگذاری تمام پسانداز خود گرفت.
the deal involved high-stakes negotiations over intellectual property.
معامله شامل مذاکرات پرخطری در مورد مالکیت معنوی بود.
it's a high-stakes game with no room for error.
این یک بازی پرخطر است که هیچ جای اشتباهی وجود ندارد.
the project's success was a high-stakes priority for the government.
موفقیت پروژه یک اولویت پرخطر برای دولت بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید