hopefully

[ایالات متحده]/'həʊpfʊlɪ/
[بریتانیا]/'hopfəli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. با امید; به طریقی که آرزو یا خوش بینی را ابراز می کند

جملات نمونه

Hopefully, the weather will be nice for our picnic.

امیدوارم هوا برای پیک‌نیک ما خوب باشد.

She will hopefully arrive on time for the meeting.

امیدوارم او به موقع در جلسه حاضر شود.

Hopefully, the team will win the championship this year.

امیدوارم تیم امسال قهرمان شود.

I am hopefully looking forward to your response.

من امیدوارم منتظر پاسخ شما باشم.

Hopefully, the new project will be a success.

امیدوارم پروژه جدید موفقیت‌آمیز باشد.

He is hopefully preparing for his exams.

او امیدوار است برای امتحانات خود آماده شود.

Hopefully, we will have a smooth journey.

امیدوارم سفر خوبی داشته باشیم.

She is hopefully waiting for her job interview results.

او امیدوار است منتظر نتایج مصاحبه شغلی خود باشد.

Hopefully, we can resolve this issue peacefully.

امیدوارم بتوانیم این مشکل را به طور مسالمت آمیز حل کنیم.

He is hopefully working towards his dream job.

او امیدوار است برای شغل رویایی خود تلاش کند.

نمونه‌های واقعی

" Maybe a vampire, " suggested Dean Thomas hopefully.

شاید یک خون‌آشیده، پیشنهادی از دین توماس با این امید.

منبع: 3. Harry Potter and the Prisoner of Azkaban

He flapped his gigantic arms hopefully.

او با امیدواری دست‌های غول‌پیکرش را به حرکت درآورد.

منبع: 5. Harry Potter and the Order of the Phoenix

Or maybe some fish, hopefully they don't bite.

یا شاید ماهی، امیدواریم گاز نگیرند.

منبع: Brave Wilderness Adventure

" Boy or girl" ? asked Michael, not too hopefully.

پسر یا دختر؟ سوالی از مایکل، نه خیلی امیدوارانه.

منبع: Peter Pan

It also creates a bond hopefully a positive bond between parents and teachers.

همچنین پیوندی ایجاد می‌کند، امیدواریم پیوند مثبتی بین والدین و معلمان.

منبع: Learning charging station

'Perhaps your master has escaped, ' said Mr Utterson hopefully.

شاید استاد شما فرار کرده است، گفت آقای آترسون با این امید.

منبع: Transformed into a Monster Doctor: Selected Works

" Maybe they've escaped, " said Ron hopefully.

شاید فرار کرده‌اند، گفت رون با این امید.

منبع: Harry Potter and the Goblet of Fire

But this is just hopefully, a review of algebra for you.

اما این فقط امیدوارانه، مرور جبر برای شماست.

منبع: Khan Academy: Physics

But that's about the past hopefully.

اما این در مورد گذشته است، امیدوارانه.

منبع: BBC Listening March 2016 Compilation

And did that lead to blows? I asked perhaps a touch hopefully.

و آیا این منجر به مشت و مال شد؟ من پرسیدم شاید کمی امیدوارانه.

منبع: A Brief History of Everything

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید