immobilized

[ایالات متحده]/ɪˈməʊ.bɪ.laɪzd/
[بریتانیا]/ɪˈmoʊ.bə.laɪzd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. چیزی را غیر قابل حرکت کردن

عبارات و ترکیب‌ها

immobilized assets

دارایی‌های غیرقابل استفاده

immobilized funds

بودجه‌های غیرقابل استفاده

immobilized patients

بیماران بی‌حرکت

immobilized objects

اشیای غیرقابل حرکت

immobilized vehicles

وسایل نقلیه غیرقابل حرکت

immobilized troops

نیروی غیرقابل حرکت

immobilized resources

منابع غیرقابل استفاده

immobilized personnel

پرسنل غیرقابل حرکت

immobilized inventory

موجودی غیرقابل استفاده

جملات نمونه

the patient was immobilized for several hours after the surgery.

بیمار پس از جراحی به مدت چند ساعت بی‌حرکت بود.

the car was immobilized due to a mechanical failure.

ماشین به دلیل نقص فنی از کار افتاد.

the athlete was immobilized with a brace to prevent further injury.

برای جلوگیری از آسیب بیشتر، ورزشکار با استفاده از یک بریس بی‌حرکت شد.

after the accident, he was immobilized until help arrived.

پس از حادثه، او تا رسیدن کمک بی‌حرکت بود.

the wildlife was immobilized for tagging and research purposes.

برای اهداف برچسب‌گذاری و تحقیق، حیات وحش بی‌حرکت شد.

the suspect was immobilized by the police during the arrest.

متهم در زمان دستگیری توسط پلیس بی‌حرکت شد.

in some cases, the vehicle can be immobilized remotely.

در برخی موارد، می‌توان خودرو را از راه دور بی‌حرکت کرد.

the child was immobilized to ensure safety during the procedure.

برای اطمینان از ایمنی در طول فرآیند، کودک بی‌حرکت شد.

the device immobilized the joint to facilitate healing.

دستگاه مفاصل را برای تسهیل روند بهبودی بی‌حرکت کرد.

the team immobilized the equipment for transport.

تیم تجهیزات را برای حمل و نقل بی‌حرکت کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید