immobilized assets
داراییهای غیرقابل استفاده
immobilized funds
بودجههای غیرقابل استفاده
immobilized patients
بیماران بیحرکت
immobilized objects
اشیای غیرقابل حرکت
immobilized vehicles
وسایل نقلیه غیرقابل حرکت
immobilized troops
نیروی غیرقابل حرکت
immobilized resources
منابع غیرقابل استفاده
immobilized personnel
پرسنل غیرقابل حرکت
immobilized inventory
موجودی غیرقابل استفاده
the patient was immobilized for several hours after the surgery.
بیمار پس از جراحی به مدت چند ساعت بیحرکت بود.
the car was immobilized due to a mechanical failure.
ماشین به دلیل نقص فنی از کار افتاد.
the athlete was immobilized with a brace to prevent further injury.
برای جلوگیری از آسیب بیشتر، ورزشکار با استفاده از یک بریس بیحرکت شد.
after the accident, he was immobilized until help arrived.
پس از حادثه، او تا رسیدن کمک بیحرکت بود.
the wildlife was immobilized for tagging and research purposes.
برای اهداف برچسبگذاری و تحقیق، حیات وحش بیحرکت شد.
the suspect was immobilized by the police during the arrest.
متهم در زمان دستگیری توسط پلیس بیحرکت شد.
in some cases, the vehicle can be immobilized remotely.
در برخی موارد، میتوان خودرو را از راه دور بیحرکت کرد.
the child was immobilized to ensure safety during the procedure.
برای اطمینان از ایمنی در طول فرآیند، کودک بیحرکت شد.
the device immobilized the joint to facilitate healing.
دستگاه مفاصل را برای تسهیل روند بهبودی بیحرکت کرد.
the team immobilized the equipment for transport.
تیم تجهیزات را برای حمل و نقل بیحرکت کرد.
immobilized assets
داراییهای غیرقابل استفاده
immobilized funds
بودجههای غیرقابل استفاده
immobilized patients
بیماران بیحرکت
immobilized objects
اشیای غیرقابل حرکت
immobilized vehicles
وسایل نقلیه غیرقابل حرکت
immobilized troops
نیروی غیرقابل حرکت
immobilized resources
منابع غیرقابل استفاده
immobilized personnel
پرسنل غیرقابل حرکت
immobilized inventory
موجودی غیرقابل استفاده
the patient was immobilized for several hours after the surgery.
بیمار پس از جراحی به مدت چند ساعت بیحرکت بود.
the car was immobilized due to a mechanical failure.
ماشین به دلیل نقص فنی از کار افتاد.
the athlete was immobilized with a brace to prevent further injury.
برای جلوگیری از آسیب بیشتر، ورزشکار با استفاده از یک بریس بیحرکت شد.
after the accident, he was immobilized until help arrived.
پس از حادثه، او تا رسیدن کمک بیحرکت بود.
the wildlife was immobilized for tagging and research purposes.
برای اهداف برچسبگذاری و تحقیق، حیات وحش بیحرکت شد.
the suspect was immobilized by the police during the arrest.
متهم در زمان دستگیری توسط پلیس بیحرکت شد.
in some cases, the vehicle can be immobilized remotely.
در برخی موارد، میتوان خودرو را از راه دور بیحرکت کرد.
the child was immobilized to ensure safety during the procedure.
برای اطمینان از ایمنی در طول فرآیند، کودک بیحرکت شد.
the device immobilized the joint to facilitate healing.
دستگاه مفاصل را برای تسهیل روند بهبودی بیحرکت کرد.
the team immobilized the equipment for transport.
تیم تجهیزات را برای حمل و نقل بیحرکت کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید