incontrovertibly

[ایالات متحده]/ˌinkɔntrə'və:təbli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. بدون شک

جملات نمونه

The pairs figure skating and ballroom dance, both staged last Wednesday, are unmistakably, incontrovertibly gay.

رقص روی یخ جفت و رقص سالن، که هر دو روز چهارشنبه گذشته برگزار شدند، به طور غیرقابل انکاری همجنس‌گرایانه هستند.

My Truth—and your surest help in time of need—is as awesome as the night sky, and as simply, incontrovertibly, trustful as a baby's gurgle.

حقیقت من - و کمک مطمئن ترین شما در زمان نیاز - به اندازه آسمان شب شگفت انگیز است و به سادگی و به طور غیرقابل انکار به اندازه خرخر یک نوزاد قابل اعتماد است.

Her talent is incontrovertibly evident in her artwork.

استعداد او به طور غیرقابل انکاری در آثار هنری‌اش مشهود است.

It is incontrovertibly true that exercise is good for health.

این غیرقابل انکار است که ورزش برای سلامتی مفید است.

The company's financial success is incontrovertibly linked to its innovative products.

موفقیت مالی شرکت به طور غیرقابل انکاری به محصولات نوآورانه آن مرتبط است.

نمونه‌های واقعی

If lesbianism is then exciting, it's because it proves incontrovertibly that sex isn't just some primitive dirty male thing.

اگر لزبین بودن هیجان‌انگیز است، به این دلیل است که به طور غیرقابل انکار ثابت می‌کند که رابطه جنسی فقط یک چیز بدوی و کثیف مردانه نیست.

منبع: Sociology of Social Relations (Video Version)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید