indoors

[ایالات متحده]/ˌɪnˈdɔːz/
[بریتانیا]/ˌɪnˈdɔːrz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. درون، به داخل یک ساختمان

جملات نمونه

It's a sin to be indoors on holiday.

در تعطیلات در خانه ماندن گناه است.

Everyone was indoors on such a night.

همه در چنین شبی در داخل خانه بودند.

stay indoors, away from the trouble.

در داخل خانه بمانید، دور از مشکلات.

they went indoors and explored the house.

آنها به داخل رفتند و خانه را کاوش کردند.

I always keep indoors by bad weather.

من همیشه در هوای بد در داخل خانه می‌مانم.

My missis hates me smoking indoors.

همسرم از اینکه من در داخل خانه سیگار می‌کشم متنفر است.

the rain makes indoors feel so warm and safe.

باران باعث می‌شود داخل خانه بسیار گرم و امن به نظر برسد.

Don't stay indoors since the weather is so fine.

از آنجایی که هوا بسیار خوب است، در داخل خانه نمانید.

being cooped up indoors all day makes him fidgety.

محبوس شدن در طول روز در داخل خانه او را مضطرب می‌کند.

It is very cold outside, you'd better come indoors across the board.

بیرون خیلی سرده، بهتره از همه جا به داخل خونه بیاید.

We’ve been cooped up (indoors) for hours because of the rain.

به دلیل باران ساعت‌ها در داخل خانه محبوس بوده‌ایم.

But the rain had defeated all our clamming and crabbing ambitions, so we stayed indoors most of the time.

اما باران تمام جاه‌طلبی‌های ما برای جمع‌آوری صدف و گرفتن خرچنگ را شکست داد، بنابراین بیشتر اوقات در داخل خانه ماندیم.

A dance floor is a level area specially prepared for dancing either outdoors or indoors.

کف رقص یک فضای هموار است که به طور خاص برای رقصیدن در فضای باز یا داخل خانه آماده شده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید