judiciously

[ایالات متحده]/dʒu:'diʃəsli/
[بریتانیا]/d ʒuˈdɪʃəslɪ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. عاقلانه و با احتیاط

عبارات و ترکیب‌ها

act judiciously

عمل عاقلانه

spend money judiciously

پول را به طور عاقلانه خرج کنید

جملات نمونه

Let’s use these intelligence tests judiciously.

بیایید از این آزمون‌های هوش به طور منطقی و سنجیده استفاده کنیم.

dispensed tax dollars judiciously;

به طور منطقی و سنجیده پول مالیات توزیع شد.

"The night is already greatly advanced," Tuny said judiciously.

"شب از پیشرفت بسیار زیاد است،" تونی به طور سنجیده گفت.

It is important to use resources judiciously.

استفاده از منابع به طور منطقی و سنجیده مهم است.

She spent her money judiciously on necessary items.

او پول خود را به طور منطقی و سنجیده روی اقلام ضروری خرج کرد.

He invested his savings judiciously in the stock market.

او پس انداز خود را به طور منطقی و سنجیده در بازار سهام سرمایه گذاری کرد.

The teacher distributed the work judiciously among the students.

معلم به طور منطقی و سنجیده کار را بین دانش آموزان توزیع کرد.

The judge considered the evidence judiciously before making a decision.

قاضی قبل از اتخاذ تصمیم مدارک را به طور منطقی و سنجیده بررسی کرد.

She used her time judiciously to balance work and personal life.

او زمان خود را به طور منطقی و سنجیده برای متعادل کردن کار و زندگی شخصی استفاده کرد.

The committee members judiciously reviewed all proposals before voting.

اعضای کمیته قبل از رای گیری، همه پیشنهادات را به طور منطقی و سنجیده بررسی کردند.

He managed the project judiciously to ensure its success.

او پروژه را به طور منطقی و سنجیده مدیریت کرد تا از موفقیت آن اطمینان حاصل کند.

The CEO guided the company judiciously through the economic downturn.

مدیر عامل شرکت را در طول رکود اقتصادی به طور منطقی و سنجیده هدایت کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید