lift

[ایالات متحده]/lɪft/
[بریتانیا]/lɪft/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. بالا بردن; ارتقاء; حمل و نقل هوایی; الهام بخشیدن
vi. پراکنده شدن; بالا رفتن
n. بالا بردن; آسانسور; جرثقیل
Word Forms
جمعlifts
شکل سوم شخص مفردlifts
قسمت سوم فعلlifted
صفت یا فعل حال استمراریlifting
زمان گذشتهlifted

عبارات و ترکیب‌ها

lift up

بالا بردن

gas lift

راف گاز

lift force

نیروی بالابر

hydraulic lift

راف هیدرولیک

lift from

بالا بردن از

ship lift

راف کشتی

lift off

خلع و نصب

fork lift

چنگال روباتیک

artificial lift

بالا بردن مصنوعی

lift truck

لیفتراک

lift coefficient

ضریب بالابری

valve lift

بالاتر رفتن شیر

face lift

جراحی زیبایی صورت

lift a finger

کمی هم تلاش کردن

lift pump

پمپ بالابر

vertical lift

بالابری عمودی

pump lift

ارتفاع پمپ

lift platform

پلتفرم بالابر

air lift

راف هوایی

lift valve

شیر بالابر

جملات نمونه

the lift of a pump.

بالا بردن پمپ

to lift with a pitchfork

بالا بردن با چنگک

the strength to lift something

قدرت برای بالا بردن چیزی

our lifts are overworked.

بالابر های ما بیش از حد کار می کنند.

These windows lift easily.

این پنجره ها به راحتی بالا می روند.

the lift of his chin.

بالا بردن چانه‌اش

Lift torso up erect.

بالا بردن تنه به صورت مستقیم.

lift a sentence out of context

یک جمله را از متن خارج کنید

a lift of her eyebrows

بالا رفتن ابروهایش

Give me a lift with this job.

در این کار به من کمک کن.

They use the tackle to lift the machine.

آنها از طناب برای بالا بردن دستگاه استفاده می کنند.

To open the gate, lift up the latch.

برای باز کردن دروازه، ضامن را بالا بیاورید.

the sergeant lifted an admonitory finger.

سروان انگشت هشدار دهنده خود را بالا برد.

it took four of them to lift it.

چهار نفر برای بالا بردن آن لازم بود.

she lifted the cat free.

او گربه را آزاد کرد.

she lifted the plate in victory.

او بشقاب را در پیروزی بالا برد.

the lift came to rest at the first floor.

بالابر در طبقه اول متوقف شد.

نمونه‌های واقعی

Listen, do you want a lift to the city?

گوش کن، آیا می‌خواهی به شهر بروند؟

منبع: New types of questions for the CET-4 (College English Test Band 4).

How quickly will other countries lift their sanctions?

چه مدت طول می‌کشد تا سایر کشورها تحریم‌ها را لغو کنند؟

منبع: CNN Selected April 2015 Collection

It's like a weight has been lifted.

این مثل اینه که یک بار از روی دوش برداشته شده.

منبع: Modern Family - Season 07

Tsunami alerts and evacuation orders have been lifted.

هشدارهای سونامی و دستورات تخلیه لغو شده اند.

منبع: VOA Standard April 2014 Collection

Mathilde's hands trembled as she lifted it.

دست‌های متیلد می‌لرزید وقتی آن را بلند کرد.

منبع: Oxford Shanghai Edition High School English Senior Year Volume 1

We're just getting a lift back to the Krusty Krab.

ما فقط سواری به سمت Krusty Krab می‌گیریم.

منبع: Anime news

The very next day, the Boycott lifted.

روز بعد، تحریم‌ها لغو شدند.

منبع: Women Who Changed the World

Hey, you know what gives us a lift?

هی، می‌دونی چی باعث میشه روحیه بگیریم؟

منبع: CNN 10 Student English November 2020 Collection

Take the part where Rafiki stands and lifts Simba.

قسمتی را که رافیکی ایستاده و سیمبا را بلند می‌کند، ببین.

منبع: Selected Film and Television News

The old man got a lift into town.

مرد پیر سواری به سمت شهر گرفت.

منبع: New Concept English: Vocabulary On-the-Go, Book 2.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید