lift up
بالا بردن
gas lift
راف گاز
lift force
نیروی بالابر
hydraulic lift
راف هیدرولیک
lift from
بالا بردن از
ship lift
راف کشتی
lift off
خلع و نصب
fork lift
چنگال روباتیک
artificial lift
بالا بردن مصنوعی
lift truck
لیفتراک
lift coefficient
ضریب بالابری
valve lift
بالاتر رفتن شیر
face lift
جراحی زیبایی صورت
lift a finger
کمی هم تلاش کردن
lift pump
پمپ بالابر
vertical lift
بالابری عمودی
pump lift
ارتفاع پمپ
lift platform
پلتفرم بالابر
air lift
راف هوایی
lift valve
شیر بالابر
the lift of a pump.
بالا بردن پمپ
to lift with a pitchfork
بالا بردن با چنگک
the strength to lift something
قدرت برای بالا بردن چیزی
our lifts are overworked.
بالابر های ما بیش از حد کار می کنند.
These windows lift easily.
این پنجره ها به راحتی بالا می روند.
the lift of his chin.
بالا بردن چانهاش
Lift torso up erect.
بالا بردن تنه به صورت مستقیم.
lift a sentence out of context
یک جمله را از متن خارج کنید
a lift of her eyebrows
بالا رفتن ابروهایش
Give me a lift with this job.
در این کار به من کمک کن.
They use the tackle to lift the machine.
آنها از طناب برای بالا بردن دستگاه استفاده می کنند.
To open the gate, lift up the latch.
برای باز کردن دروازه، ضامن را بالا بیاورید.
the sergeant lifted an admonitory finger.
سروان انگشت هشدار دهنده خود را بالا برد.
it took four of them to lift it.
چهار نفر برای بالا بردن آن لازم بود.
she lifted the cat free.
او گربه را آزاد کرد.
she lifted the plate in victory.
او بشقاب را در پیروزی بالا برد.
the lift came to rest at the first floor.
بالابر در طبقه اول متوقف شد.
Listen, do you want a lift to the city?
گوش کن، آیا میخواهی به شهر بروند؟
منبع: New types of questions for the CET-4 (College English Test Band 4).How quickly will other countries lift their sanctions?
چه مدت طول میکشد تا سایر کشورها تحریمها را لغو کنند؟
منبع: CNN Selected April 2015 CollectionIt's like a weight has been lifted.
این مثل اینه که یک بار از روی دوش برداشته شده.
منبع: Modern Family - Season 07Tsunami alerts and evacuation orders have been lifted.
هشدارهای سونامی و دستورات تخلیه لغو شده اند.
منبع: VOA Standard April 2014 CollectionMathilde's hands trembled as she lifted it.
دستهای متیلد میلرزید وقتی آن را بلند کرد.
منبع: Oxford Shanghai Edition High School English Senior Year Volume 1We're just getting a lift back to the Krusty Krab.
ما فقط سواری به سمت Krusty Krab میگیریم.
منبع: Anime newsThe very next day, the Boycott lifted.
روز بعد، تحریمها لغو شدند.
منبع: Women Who Changed the WorldHey, you know what gives us a lift?
هی، میدونی چی باعث میشه روحیه بگیریم؟
منبع: CNN 10 Student English November 2020 CollectionTake the part where Rafiki stands and lifts Simba.
قسمتی را که رافیکی ایستاده و سیمبا را بلند میکند، ببین.
منبع: Selected Film and Television NewsThe old man got a lift into town.
مرد پیر سواری به سمت شهر گرفت.
منبع: New Concept English: Vocabulary On-the-Go, Book 2.lift up
بالا بردن
gas lift
راف گاز
lift force
نیروی بالابر
hydraulic lift
راف هیدرولیک
lift from
بالا بردن از
ship lift
راف کشتی
lift off
خلع و نصب
fork lift
چنگال روباتیک
artificial lift
بالا بردن مصنوعی
lift truck
لیفتراک
lift coefficient
ضریب بالابری
valve lift
بالاتر رفتن شیر
face lift
جراحی زیبایی صورت
lift a finger
کمی هم تلاش کردن
lift pump
پمپ بالابر
vertical lift
بالابری عمودی
pump lift
ارتفاع پمپ
lift platform
پلتفرم بالابر
air lift
راف هوایی
lift valve
شیر بالابر
the lift of a pump.
بالا بردن پمپ
to lift with a pitchfork
بالا بردن با چنگک
the strength to lift something
قدرت برای بالا بردن چیزی
our lifts are overworked.
بالابر های ما بیش از حد کار می کنند.
These windows lift easily.
این پنجره ها به راحتی بالا می روند.
the lift of his chin.
بالا بردن چانهاش
Lift torso up erect.
بالا بردن تنه به صورت مستقیم.
lift a sentence out of context
یک جمله را از متن خارج کنید
a lift of her eyebrows
بالا رفتن ابروهایش
Give me a lift with this job.
در این کار به من کمک کن.
They use the tackle to lift the machine.
آنها از طناب برای بالا بردن دستگاه استفاده می کنند.
To open the gate, lift up the latch.
برای باز کردن دروازه، ضامن را بالا بیاورید.
the sergeant lifted an admonitory finger.
سروان انگشت هشدار دهنده خود را بالا برد.
it took four of them to lift it.
چهار نفر برای بالا بردن آن لازم بود.
she lifted the cat free.
او گربه را آزاد کرد.
she lifted the plate in victory.
او بشقاب را در پیروزی بالا برد.
the lift came to rest at the first floor.
بالابر در طبقه اول متوقف شد.
Listen, do you want a lift to the city?
گوش کن، آیا میخواهی به شهر بروند؟
منبع: New types of questions for the CET-4 (College English Test Band 4).How quickly will other countries lift their sanctions?
چه مدت طول میکشد تا سایر کشورها تحریمها را لغو کنند؟
منبع: CNN Selected April 2015 CollectionIt's like a weight has been lifted.
این مثل اینه که یک بار از روی دوش برداشته شده.
منبع: Modern Family - Season 07Tsunami alerts and evacuation orders have been lifted.
هشدارهای سونامی و دستورات تخلیه لغو شده اند.
منبع: VOA Standard April 2014 CollectionMathilde's hands trembled as she lifted it.
دستهای متیلد میلرزید وقتی آن را بلند کرد.
منبع: Oxford Shanghai Edition High School English Senior Year Volume 1We're just getting a lift back to the Krusty Krab.
ما فقط سواری به سمت Krusty Krab میگیریم.
منبع: Anime newsThe very next day, the Boycott lifted.
روز بعد، تحریمها لغو شدند.
منبع: Women Who Changed the WorldHey, you know what gives us a lift?
هی، میدونی چی باعث میشه روحیه بگیریم؟
منبع: CNN 10 Student English November 2020 CollectionTake the part where Rafiki stands and lifts Simba.
قسمتی را که رافیکی ایستاده و سیمبا را بلند میکند، ببین.
منبع: Selected Film and Television NewsThe old man got a lift into town.
مرد پیر سواری به سمت شهر گرفت.
منبع: New Concept English: Vocabulary On-the-Go, Book 2.لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید