| جمع | monotheists |
monotheist belief
باور یکتاییگرایی
monotheist faith
ایمان یکتاییگرایی
monotheist perspective
دیدگاه یکتاییگرایی
monotheist tradition
آداب و رسوم یکتاییگرایی
monotheist community
جامعه یکتاییگرایان
monotheist doctrine
عقاید یکتاییگرایی
monotheist views
نظرات یکتاییگرایان
monotheist worship
عبادت یکتاییگرایان
monotheist practices
اعمال یکتاییگرایان
monotheist teachings
آموزههای یکتاییگرایی
as a monotheist, i believe in one supreme being.
به عنوان یک یکتاپرست، من به یک وجود برتر اعتقاد دارم.
many monotheists follow the teachings of their respective religions.
بسیاری از یکتاپرستان از تعالیم ادیان خود پیروی می کنند.
being a monotheist can influence one's moral values.
یکتاپرست بودن می تواند بر ارزش های اخلاقی یک فرد تأثیر بگذارد.
monotheists often gather for communal worship.
یکتاپرستان اغلب برای عبادت جمعی گرد هم می شوند.
in a monotheist society, the belief in one god is predominant.
در یک جامعه یکتاپرست، اعتقاد به یک خدا غالب است.
monotheist philosophies can vary greatly between cultures.
فلسفه های یکتاپرستی می تواند به طور قابل توجهی بین فرهنگ ها متفاوت باشد.
some monotheists may also embrace aspects of spirituality.
برخی از یکتاپرستان ممکن است جنبه هایی از معنویت را نیز در آغوش بگیرند.
monotheist beliefs often shape community laws and ethics.
اعتقادات یکتاپرستان اغلب قوانین و اخلاق جامعه را شکل می دهند.
dialogue between monotheists and polytheists can be enlightening.
گفتگوی بین یکتاپرستان و چند خداپرستان می تواند روشنگر باشد.
many monotheists practice prayer as a form of communication with god.
بسیاری از یکتاپرستان دعا را به عنوان یک شکل از ارتباط با خدا انجام می دهند.
monotheist belief
باور یکتاییگرایی
monotheist faith
ایمان یکتاییگرایی
monotheist perspective
دیدگاه یکتاییگرایی
monotheist tradition
آداب و رسوم یکتاییگرایی
monotheist community
جامعه یکتاییگرایان
monotheist doctrine
عقاید یکتاییگرایی
monotheist views
نظرات یکتاییگرایان
monotheist worship
عبادت یکتاییگرایان
monotheist practices
اعمال یکتاییگرایان
monotheist teachings
آموزههای یکتاییگرایی
as a monotheist, i believe in one supreme being.
به عنوان یک یکتاپرست، من به یک وجود برتر اعتقاد دارم.
many monotheists follow the teachings of their respective religions.
بسیاری از یکتاپرستان از تعالیم ادیان خود پیروی می کنند.
being a monotheist can influence one's moral values.
یکتاپرست بودن می تواند بر ارزش های اخلاقی یک فرد تأثیر بگذارد.
monotheists often gather for communal worship.
یکتاپرستان اغلب برای عبادت جمعی گرد هم می شوند.
in a monotheist society, the belief in one god is predominant.
در یک جامعه یکتاپرست، اعتقاد به یک خدا غالب است.
monotheist philosophies can vary greatly between cultures.
فلسفه های یکتاپرستی می تواند به طور قابل توجهی بین فرهنگ ها متفاوت باشد.
some monotheists may also embrace aspects of spirituality.
برخی از یکتاپرستان ممکن است جنبه هایی از معنویت را نیز در آغوش بگیرند.
monotheist beliefs often shape community laws and ethics.
اعتقادات یکتاپرستان اغلب قوانین و اخلاق جامعه را شکل می دهند.
dialogue between monotheists and polytheists can be enlightening.
گفتگوی بین یکتاپرستان و چند خداپرستان می تواند روشنگر باشد.
many monotheists practice prayer as a form of communication with god.
بسیاری از یکتاپرستان دعا را به عنوان یک شکل از ارتباط با خدا انجام می دهند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید