non-telepathic

[ایالات متحده]/[nɒn ˈtelɪpæθɪk]/
[بریتانیا]/[nɒn ˈtelɪpæθɪk]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. قادر به برقراری ارتباط از طریق تله‌پاتی نبودن؛ فاقد توانایی‌های تله‌پاتی؛ مربوط به یا مشخصه فقدان ارتباط تله‌پاتی.

عبارات و ترکیب‌ها

non-telepathic communication

ارتباط غیرتله پاتیک

being non-telepathic

غیرتله پاتیک بودن

non-telepathic individuals

افراد غیرتله پاتیک

completely non-telepathic

کاملاً غیرتله پاتیک

non-telepathic exchange

تبادل غیرتله پاتیک

remain non-telepathic

غیرتله پاتیک باقی بمانند

seem non-telepathic

غیرتله پاتیک به نظر برسند

acting non-telepathic

با رفتار غیرتله پاتیک

inherently non-telepathic

ذاتاً غیرتله پاتیک

mostly non-telepathic

بیشتر اوقات غیرتله پاتیک

جملات نمونه

the committee sought candidates with strong communication skills, not relying on non-telepathic methods.

کمیته به دنبال نامزدهایی با مهارت‌های ارتباطی قوی بود و به روش‌های غیرتله‌پاتیک تکیه نمی‌کرد.

our customer service representatives are trained to be helpful and friendly, even with non-telepathic clients.

نمایندگان خدمات مشتری ما آموزش دیده‌اند که مفید و دوستانه باشند، حتی با مشتریان غیرتله‌پاتیک.

effective leadership requires clear communication, not assuming a non-telepathic understanding of needs.

رهبری مؤثر به برقراری ارتباط واضح نیاز دارد، نه این‌که فرض کند درک غیرتله‌پاتیک از نیازها وجود دارد.

the therapist emphasized the importance of verbalizing feelings, rather than expecting non-telepathic intuition.

درمانگر بر اهمیت بیان احساسات تأکید کرد، به جای انتظار شهود غیرتله‌پاتیک.

we value open dialogue and active listening, preferring non-telepathic exchanges to mind-reading.

ما به گفتگوی باز و گوش دادن فعال ارزش می‌دهیم و ترجیح می‌دهیم به جای خواندن ذهن، تبادل نظر غیرتله‌پاتیک داشته باشیم.

the project manager insisted on detailed reports, avoiding any assumptions about non-telepathic knowledge sharing.

مدیر پروژه اصرار داشت که گزارش‌های دقیق ارائه شود و از هرگونه فرضی در مورد به اشتراک گذاری دانش غیرتله‌پاتیک اجتناب شود.

successful negotiations depend on clear articulation of demands, not relying on non-telepathic assumptions.

مذاکرات موفق به بیان واضح خواسته‌ها بستگی دارد، نه این‌که به فرضیات غیرتله‌پاتیک تکیه کند.

the software documentation aims to be comprehensive, catering to users with non-telepathic programming experience.

هدف مستندات نرم‌افزار جامع بودن آن است و به کاربران با تجربه برنامه‌نویسی غیرتله‌پاتیک خدمات ارائه می‌دهد.

the teacher encouraged students to ask questions, fostering a learning environment free from non-telepathic assumptions.

معلم از دانش‌آموزان خواست سوال بپرسند و محیطی برای یادگیری ایجاد کنند که عاری از فرضیات غیرتله‌پاتیک باشد.

the survey asked for explicit feedback, avoiding any reliance on non-telepathic interpretations of responses.

نظرسنجی درخواست بازخورد صریح کرد و از هرگونه تکیه بر تفسیرهای غیرتله‌پاتیک پاسخ‌ها اجتناب کرد.

the game's rules are clearly defined to prevent confusion, ensuring a fair experience for all non-telepathic players.

قوانین بازی به وضوح تعریف شده‌اند تا از سردرگمی جلوگیری شود و تجربه منصفانه‌ای برای همه بازیکنان غیرتله‌پاتیک تضمین شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید