nonviable

[ایالات متحده]/nɒnˈvaɪəbl/
[بریتانیا]/nɑːnˈvaɪəbl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. قادر به زندگی یا بقا نیست; قادر به عملکرد یا توسعه نیست

عبارات و ترکیب‌ها

nonviable option

گزینه نامطلوب

nonviable project

پروژه نامطلوب

nonviable candidate

نامزد نامطلوب

nonviable solution

راه حل نامطلوب

nonviable proposal

پیشنهاد نامطلوب

nonviable business

کسب و کار نامطلوب

nonviable strategy

استراتژی نامطلوب

nonviable plan

برنامه نامطلوب

nonviable alternative

گزینه جایگزین نامطلوب

nonviable investment

سرمایه گذاری نامطلوب

جملات نمونه

the project was deemed nonviable due to lack of funding.

پروژه به دلیل کمبود بودجه غیرقابل اجرا تشخیص داده شد.

his nonviable ideas were rejected by the committee.

ایده‌های غیرقابل اجرایش توسط کمیته رد شد.

the startup was labeled nonviable after the first quarter.

استارت‌آپ پس از سه ماهه اول غیرقابل اجرا شناخته شد.

they found that the business model was nonviable.

آنها متوجه شدند که مدل کسب و کار غیرقابل اجرا است.

nonviable crops were removed from the field.

محصولات غیرقابل کشت از مزرعه خارج شدند.

the team concluded that the plan was nonviable.

تیم به این نتیجه رسید که طرح غیرقابل اجرا است.

investors avoided the nonviable venture.

سرمایه‌گذاران از این سرمایه‌گذاری غیرقابل اجرا اجتناب کردند.

her nonviable proposals led to a loss of trust.

پیشنهادهای غیرقابل اجرای او منجر به از دست دادن اعتماد شد.

they had to abandon the nonviable project.

آنها مجبور شدند پروژه غیرقابل اجرا را رها کنند.

the nonviable options were eliminated from consideration.

گزینه‌های غیرقابل اجرا از نظر حذف شدند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید