open-air

[ایالات متحده]/ˌəʊpənˈeə/
[بریتانیا]/ˌoʊpənˈer/

ترجمه

adj. بیرون؛ غیر محصور

عبارات و ترکیب‌ها

open-air market

بازار محلی

open-air theatre

تئاتر روباز

open-air concert

اجرای روباز

open-air cafe

کافه روباز

open-air swimming

شنا در فضای باز

open-air space

فضای روباز

open-air dining

صرف غذا در فضای باز

open-air event

رویداد روباز

open-air gallery

گالری روباز

open-air cinema

سینمای روباز

جملات نمونه

we enjoyed a delicious meal at the open-air restaurant.

ما از یک وعده غذایی خوشمزه در رستوران روباز لذت بردیم.

the open-air concert featured a local band.

اجرای روباز با یک گروه محلی همراه بود.

the open-air market was bustling with activity.

بازار روباز مملو از فعالیت بود.

the open-air theater offered a unique experience.

تئاتر روباز یک تجربه منحصر به فرد ارائه می داد.

they set up an open-air cinema in the park.

آنها یک سینمای روباز در پارک راه اندازی کردند.

the open-air museum showcased local history.

موزه روباز تاریخ محلی را به نمایش گذاشت.

we relaxed in the open-air spa with stunning views.

ما در آرامش در اسپا روباز با منظره ای خیره کننده استراحت کردیم.

the open-air art gallery displayed sculptures.

گالری هنری روباز مجسمه ها را به نمایش گذاشت.

the open-air festival celebrated the harvest season.

جشنواره روباز فصل برداشت محصول را جشن گرفت.

the open-air classroom provided a refreshing learning environment.

کلاس درس روباز یک محیط یادگیری دلپذیر فراهم کرد.

the open-air wedding reception was beautiful.

دریافت شام عروسی روباز زیبا بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید