overlooked details
جزئیات نادیده گرفته شده
overlooked opportunities
فرصتهای نادیده گرفته شده
overlooked factors
عوامل نادیده گرفته شده
overlooked aspects
جنبههای نادیده گرفته شده
overlooked areas
مناطقی که نادیده گرفته شدهاند
overlooked issues
مشکلات نادیده گرفته شده
overlooked talent
استعدادهای نادیده گرفته شده
overlooked solutions
راه حلهای نادیده گرفته شده
overlooked risks
ریسکهای نادیده گرفته شده
overlooked benefits
مزایای نادیده گرفته شده
many important details were overlooked during the meeting.
بسیاری از جزئیات مهم در طول جلسه نادیده گرفته شد.
don't overlook the small print in the contract.
چاپ کوچک قرارداد را نادیده نگیرید.
she felt overlooked by her colleagues.
او احساس میکرد که همکارانش او را نادیده میگیرند.
it's easy to overlook the benefits of regular exercise.
به راحتی می توان فواید ورزش منظم را نادیده گرفت.
he overlooked the deadline and submitted his work late.
او مهلت تحویل را نادیده گرفت و کار خود را دیر تحویل داد.
many talents are often overlooked in large organizations.
بسیاری از استعدادها اغلب در سازمانهای بزرگ نادیده گرفته میشوند.
she overlooked the fact that it was a holiday.
او این واقعیت را که تعطیلات بود نادیده گرفت.
overlooked opportunities can lead to regret.
فرصتهای نادیده گرفته شده میتوانند منجر به پشیمانی شوند.
he tends to overlook minor mistakes in his work.
او معمولاً اشتباهات جزئی را در کار خود نادیده میگیرد.
don't overlook the importance of teamwork.
اهمیت کار گروهی را نادیده نگیرید.
overlooked details
جزئیات نادیده گرفته شده
overlooked opportunities
فرصتهای نادیده گرفته شده
overlooked factors
عوامل نادیده گرفته شده
overlooked aspects
جنبههای نادیده گرفته شده
overlooked areas
مناطقی که نادیده گرفته شدهاند
overlooked issues
مشکلات نادیده گرفته شده
overlooked talent
استعدادهای نادیده گرفته شده
overlooked solutions
راه حلهای نادیده گرفته شده
overlooked risks
ریسکهای نادیده گرفته شده
overlooked benefits
مزایای نادیده گرفته شده
many important details were overlooked during the meeting.
بسیاری از جزئیات مهم در طول جلسه نادیده گرفته شد.
don't overlook the small print in the contract.
چاپ کوچک قرارداد را نادیده نگیرید.
she felt overlooked by her colleagues.
او احساس میکرد که همکارانش او را نادیده میگیرند.
it's easy to overlook the benefits of regular exercise.
به راحتی می توان فواید ورزش منظم را نادیده گرفت.
he overlooked the deadline and submitted his work late.
او مهلت تحویل را نادیده گرفت و کار خود را دیر تحویل داد.
many talents are often overlooked in large organizations.
بسیاری از استعدادها اغلب در سازمانهای بزرگ نادیده گرفته میشوند.
she overlooked the fact that it was a holiday.
او این واقعیت را که تعطیلات بود نادیده گرفت.
overlooked opportunities can lead to regret.
فرصتهای نادیده گرفته شده میتوانند منجر به پشیمانی شوند.
he tends to overlook minor mistakes in his work.
او معمولاً اشتباهات جزئی را در کار خود نادیده میگیرد.
don't overlook the importance of teamwork.
اهمیت کار گروهی را نادیده نگیرید.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید