overlooked

[ایالات متحده]/ˌəʊvəˈlʊkt/
[بریتانیا]/ˌoʊvərˈlʊkt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زمان گذشته و ماضی نقلی overlook؛ نظارت کردن؛ از بالا overlook کردن؛ نادیده گرفتن پدیده‌های منفی

عبارات و ترکیب‌ها

overlooked details

جزئیات نادیده گرفته شده

overlooked opportunities

فرصت‌های نادیده گرفته شده

overlooked factors

عوامل نادیده گرفته شده

overlooked aspects

جنبه‌های نادیده گرفته شده

overlooked areas

مناطقی که نادیده گرفته شده‌اند

overlooked issues

مشکلات نادیده گرفته شده

overlooked talent

استعدادهای نادیده گرفته شده

overlooked solutions

راه حل‌های نادیده گرفته شده

overlooked risks

ریسک‌های نادیده گرفته شده

overlooked benefits

مزایای نادیده گرفته شده

جملات نمونه

many important details were overlooked during the meeting.

بسیاری از جزئیات مهم در طول جلسه نادیده گرفته شد.

don't overlook the small print in the contract.

چاپ کوچک قرارداد را نادیده نگیرید.

she felt overlooked by her colleagues.

او احساس می‌کرد که همکارانش او را نادیده می‌گیرند.

it's easy to overlook the benefits of regular exercise.

به راحتی می توان فواید ورزش منظم را نادیده گرفت.

he overlooked the deadline and submitted his work late.

او مهلت تحویل را نادیده گرفت و کار خود را دیر تحویل داد.

many talents are often overlooked in large organizations.

بسیاری از استعدادها اغلب در سازمان‌های بزرگ نادیده گرفته می‌شوند.

she overlooked the fact that it was a holiday.

او این واقعیت را که تعطیلات بود نادیده گرفت.

overlooked opportunities can lead to regret.

فرصت‌های نادیده گرفته شده می‌توانند منجر به پشیمانی شوند.

he tends to overlook minor mistakes in his work.

او معمولاً اشتباهات جزئی را در کار خود نادیده می‌گیرد.

don't overlook the importance of teamwork.

اهمیت کار گروهی را نادیده نگیرید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید