partnerships

[ایالات متحده]/ˈpɑːtənʃɪps/
[بریتانیا]/ˈpɑrtənʃɪps/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. حالت شریک بودن؛ رابطه بین افراد یا گروه‌ها؛ وضعیت شریک بودن در یک کسب و کار

عبارات و ترکیب‌ها

strategic partnerships

همکاری‌های استراتژیک

business partnerships

همکاری‌های تجاری

community partnerships

همکاری‌های اجتماعی

global partnerships

همکاری‌های جهانی

public partnerships

همکاری‌های عمومی

educational partnerships

همکاری‌های آموزشی

international partnerships

همکاری‌های بین‌المللی

local partnerships

همکاری‌های محلی

effective partnerships

همکاری‌های مؤثر

long-term partnerships

همکاری‌های بلندمدت

جملات نمونه

partnerships can lead to innovative solutions.

همکاری‌ها می‌توانند منجر به راه حل‌های نوآورانه شوند.

building strong partnerships is essential for success.

ایجاد مشارکت‌های قوی برای موفقیت ضروری است.

the company focuses on strategic partnerships.

شرکت بر روی مشارکت‌های استراتژیک تمرکز دارد.

partnerships often require mutual trust and respect.

همکاری‌ها اغلب نیازمند اعتماد متقابل و احترام هستند.

we are exploring new partnerships to expand our reach.

ما در حال بررسی مشارکت‌های جدید برای گسترش دامنه خود هستیم.

successful partnerships can enhance brand visibility.

مشارکت‌های موفق می‌توانند باعث افزایش دیده‌شدگی برند شوند.

partnerships can provide access to new markets.

همکاری‌ها می‌توانند دسترسی به بازارهای جدید را فراهم کنند.

they established partnerships with local businesses.

آنها مشارکت‌هایی با کسب و کارهای محلی ایجاد کردند.

partnerships are crucial for community development.

همکاری‌ها برای توسعه جامعه بسیار مهم هستند.

we value long-term partnerships with our clients.

ما به مشارکت‌های بلندمدت با مشتریان خود ارزش می‌دهیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید