rampage

[ایالات متحده]/ˈræmpeɪdʒ/
[بریتانیا]/ˈræmpeɪdʒ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک رفتار خشن و غیرقابل کنترل؛ یک حالت خشم وحشی
vi. به طور خشن و غیرقابل کنترل رفتار کردن؛ به شدت عصبانی شدن
Word Forms
صفت یا فعل حال استمراریrampaging
قسمت سوم فعلrampaged
زمان گذشتهrampaged
جمعrampages
شکل سوم شخص مفردrampages

عبارات و ترکیب‌ها

violent rampage

غوغای خشونت‌آمیز

rampage mode

حالت غوغا

on the rampage

در حال غوغا

جملات نمونه

The elephants rampaged through the forest.

فیل‌ها از طریق جنگل به حالت سرکش پیش رفتند.

thugs went on the rampage and wrecked a classroom.

زورگویان به حالت سرکش پیش رفتند و یک کلاس درس را خراب کردند.

After their team lost, some of the crowd went on the rampage through the town.

بعد از باخت تیمشان، برخی از جمعیت به حالت سرکش در شهر پیش رفتند.

He could not lie still, but rampaged up and down his bedroom.

او نمی‌توانست بی‌حرکت دراز بکشد، اما به حالت سرکش در اتاق خوابش بالا و پایین رفت.

The elephant went on a rampage through the village.

فیل به حالت سرکش از طریق روستا پیش رفت.

The rioters went on a rampage, destroying everything in their path.

گريگري‌ها به حالت سرکش پیش رفتند و همه چیز در مسیر خود را نابود کردند.

The virus went on a rampage, infecting thousands of people.

ویروس به حالت سرکش پیش رفت و هزاران نفر را آلوده کرد.

The tornado went on a rampage, leaving a trail of destruction.

تندباد به حالت سرکش پیش رفت و ردی از ویرانی از خود باقی گذاشت.

The werewolf went on a rampage under the full moon.

گرگینه در زیر نور ماه کامل به حالت سرکش پیش رفت.

The hacker went on a rampage, causing chaos in the network.

هکر به حالت سرکش پیش رفت و باعث هرج و مرج در شبکه شد.

The bull went on a rampage in the bullfighting arena.

گاو نر در میدان گاوبازی به حالت سرکش پیش رفت.

The dragon went on a rampage, breathing fire and destroying villages.

اژدها به حالت سرکش پیش رفت، آتش می‌نفسید و روستاها را ویران می‌کرد.

The criminal went on a rampage, robbing multiple stores in one night.

جنایتکار به حالت سرکش پیش رفت و در یک شب چندین مغازه را غارت کرد.

The robot went on a rampage, malfunctioning and causing havoc.

ربات به حالت سرکش پیش رفت، دچار نقص فنی شد و هرج و مرج ایجاد کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید