rampant

[ایالات متحده]/ˈræmpənt/
[بریتانیا]/ˈræmpənt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. به طور غیرقابل کنترل گسترش یافته، به ویژه در مورد بیماری‌ها یا مشکلات اجتماعی؛ (در مورد یک حیوان) تنها بر روی پاهای عقبی ایستاده.

عبارات و ترکیب‌ها

run rampant

بی‌مهار

جملات نمونه

That area is full of rampant lawlessness.

آن منطقه مملو از بی‌قانونی گسترده است.

a rampant epidemic; rampant corruption in city government.

یک همه‌گیری افسارگسیخته؛ فساد افسارگسیخته در دولت شهر.

Dissension is rampant among the members of the committee.

تفرقه به طور گسترده در بین اعضای کمیته وجود دارد.

rampant plants will crowd out the less vigorous.

گیاهان مهاجم باعث بیرون رانده شدن گیاهان ضعیف‌تر خواهند شد.

a rich soil soon becomes home to rampant weeds.

به زودی خاک حاصلخیز محل زندگی علف‌های هرز مهاجم می‌شود.

a rampant growth of weeds in the neglected yard.

رشد بی‌رویه علف‌های هرز در حیاط نادیده گرفته شده.

deplored the rampant consumerism of contemporary society.

مصرف‌گرایی بی‌رویه در جامعه معاصر را محکوم کردند.

Sickness was rampant in the rural areas of this country.

بیماری در مناطق روستایی این کشور گسترده بود.

Not until in 1725, the British Government sent envoy,Wood Rogers, to outroot the "bandit gang", here was the rampant zone for buccaneers.

تا سال 1725، دولت بریتانیا نماینده‌ای به نام وود روجرز را برای ریشه‌کنی "گنگ باندهای راهزن" فرستاد، در اینجا منطقه گسترده دزدان دریایی بود.

In these ultraism organizations, "Bareheaded party " it is the ultraism with the most rampant, the greatest harm organizes the activity.

در این سازمان‌های فوق‌العاده‌گرایانه، "حزب بی‌کلاه"، فوق‌العاده‌گرایی با بیشترین گسترش، فعالیت‌ها را سازماندهی می‌کند و بیشترین آسیب را می‌رساند.

They said that tax evasion is rampant that the yakuza,Japan's mafia,has its hooks in the sport;and most stingingly,that many of the matches are fixed.

آنها گفتند که فرار مالیاتی گسترده است، یاکوزا، مافیای ژاپن، دست خود را در ورزش دارد؛ و تلخ‌تر از همه، بسیاری از مسابقات دستکاری شده اند.

نمونه‌های واقعی

You know in the police Department there was rampant sexism rampant racism.

می‌دانید که در بخش پلیس، تبعیض جنسیتی و نژادی گسترده وجود داشت.

منبع: VOA Standard English_Americas

A rampant piracy problem is largely resolved.

مشکل سرقت غیرقانونی گسترده تا حد زیادی حل شده است.

منبع: The Economist (Summary)

I personally hold that blindly worshipping famous people should be deterred from becoming rampant.

من شخصاً معتقدم که باید از پرستش کورکورانه افراد مشهور که به یک روند گسترده تبدیل شود، جلوگیری کرد.

منبع: English Major Level 4 Writing Full Score Template

In Joshimath town where homes developed cracks, some residents blamed rampant construction for the damage.

در شهر جوشیمات، جایی که خانه‌ها دچار ترک خوردگی شدند، برخی از ساکنان ساخت و ساز گسترده را به عنوان عامل خسارت مقصر دانستند.

منبع: VOA Standard English - Asia

And while the tech bosses say they're happy to work on safeguards skepticism ran rampant.

در حالی که مدیران فناوری می‌گویند از کار بر روی اقدامات امنیتی خوشحال هستند، شک و تردید گسترش یافت.

منبع: CNN 10 Student English of the Month

And that has now led to rampant inflation.

و این اکنون منجر به تورم گسترده شده است.

منبع: CNN Selected June 2016 Collection

Rampant pollution and a nonchalant city council.

آلودگی گسترده و یک شورای شهر بی‌تفاوت.

منبع: Tips for IELTS Speaking.

Materialism is rampant in lyrics and lifestyles.

مصرف‌گرایی در اشعار و سبک زندگی گسترده است.

منبع: The Economist (Summary)

Critics also charged that crypto scams are rampant.

منتقدان همچنین مدعی شدند که کلاهبرداری‌های ارز دیجیتال گسترده است.

منبع: CNN Listening Compilation June 2022

Misinformation about the vaccines is rampant.

اطلاعات نادرست در مورد واکسن‌ها گسترده است.

منبع: VOA Standard English (Video Version) - 2022 Collection

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید