reactionaries

[ایالات متحده]/[ˈriː.æk.ʃən.er.iz]/
[بریتانیا]/[ˈriː.æk.ʃən.er.iz]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کسی که با تغییر مخالفت می‌کند و دیدگاه‌های سنتی دارد؛ کسی که با ایده‌های مترقی یا لیبرال مخالفت می‌کند؛ کسی که به شدت با هرگونه تغییر مخالف است.

عبارات و ترکیب‌ها

reactionaries' views

دیدگاه‌های فرصت‌طلبان

opposing reactionaries

مخالفت با فرصت‌طلبان

reactionaries emerged

فرصت‌طلبان ظهور کردند

labeling reactionaries

برچسب‌گذاری فرصت‌طلبان

reactionaries' stance

موضع فرصت‌طلبان

criticizing reactionaries

انتقاد از فرصت‌طلبان

reactionary forces

نیروهای فرصت‌طلب

reactionaries fought

فرصت‌طلبان جنگیدند

identifying reactionaries

شناسایی فرصت‌طلبان

reactionary policies

سیاست‌های فرصت‌طلبانه

جملات نمونه

the government accused the protestors of being reactionaries attempting to destabilize the nation.

دولت معترضین را به واکنش‌گرایی متهم کرد که قصد داشتند کشور را بی‌ثبات کنند.

we must understand the historical context to properly analyze the actions of the reactionaries.

ما باید زمینه تاریخی را درک کنیم تا بتوانیم به درستی اعمال واکنش‌گراها را تجزیه و تحلیل کنیم.

the reactionary forces sought to maintain the status quo and suppress any progressive change.

نیروهای واکنش‌گرا به دنبال حفظ وضعیت موجود و سرکوب هرگونه تغییر مترقی بودند.

many historians debate whether labeling certain figures as reactionaries is always accurate.

بسیاری از مورخان بحث می‌کنند که آیا برچسب زدن به برخی از افراد به عنوان واکنش‌گرا همیشه دقیق است یا خیر.

the reactionary policies of the previous administration were widely criticized by human rights groups.

سیاست‌های واکنش‌گرایانه دولت سابق به طور گسترده توسط گروه‌های حقوق بشر مورد انتقاد قرار گرفت.

the student movement strongly opposed the reactionary measures proposed by the parliament.

جنبش دانشجویی به شدت با اقدامات پیشنهادی واکنش‌گرایانه توسط پارلمان مخالفت کرد.

reactionaries often exploit fear and division to gain power and influence.

واکنش‌گراها اغلب از ترس و تفرقه برای کسب قدرت و نفوذ استفاده می‌کنند.

the party denounced the reactionary elements within its own ranks who were undermining its goals.

حزب عناصر واکنش‌گرایانه را در صفوف خود که اهداف آن را تضعیف می‌کردند، محکوم کرد.

the reactionary stance on immigration proved deeply unpopular with younger voters.

موضع واکنش‌گرایانه در مورد مهاجرت برای رای‌دهندگان جوان بسیار непопуляр شد.

the revolutionaries fought tirelessly against the reactionary regime and its oppressive policies.

انقلابیون بی‌وقفه با رژیم واکنش‌گرا و سیاست‌های سرکوبگر آن مبارزه کردند.

reactionaries frequently employ propaganda to manipulate public opinion and justify their actions.

واکنش‌گراها اغلب از پروپاگاندا برای دستکاری افکار عمومی و توجیه اقدامات خود استفاده می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید