| شکل سوم شخص مفرد | reclaims |
| قسمت سوم فعل | reclaimed |
| زمان گذشته | reclaimed |
| صفت یا فعل حال استمراری | reclaiming |
| جمع | reclaims |
reclaim lost territory
بازپسگیری مناطق از دست رفته
reclaim unused land
بازپسگیری زمینهای بلااستفاده
reclaim natural resources
بازپسگیری منابع طبیعی
reclaim sb. from vice
نجا بخشیدن از گناه
It is incumbent on me to reclaim him.
وظیفه من است که او را پس بگیرم.
reclaim land from the sea
بازپسگیری زمین از دریا
you can reclaim £25 of the £435 deducted.
شما میتوانید ۲۵ پوند از ۴۳۵ پوند کسر شده را پس بگیرید.
reclaim valuable materials from wastes
بازیافت مواد ارزشمند از زبالهها
to reclaim rubber from old tires
بازیافت لاستیک از لاستیکهای کهنه
reclaim marshlands; reclaim strip-mined land.
بازیافت تالابها؛ بازسازی زمینهای استخراج شده
societies for reclaiming beggars and prostitutes.
سازمانهایی برای بازگرداندن گداها و روسپیها.
They reclaimed him from his evil ways.
آنها او را از روشهای شیطانیاش نجات دادند.
People here are reclaim-ing land from the sea.
مردم اینجا در حال بازپسگیری زمین از دریا هستند.
Many sufferers have been reclaimed from a dependence on alcohol.
بسیاری از رنجکشیدگان از وابستگی به الکل نجات یافتهاند.
I have tried to reclaim my money without success.
من سعی کردهام بدون موفقیت پول خود را پس بگیرم.
when Dennis emerged I reclaimed my room.
وقتی دنیس بیرون آمد، اتاق خود را پس گرفتم.
He has invented a new method to reclaim valuable raw materials from industrial waste water.
او یک روش جدید برای بازیافت مواد خام با ارزش از پساب صنعتی اختراع کرده است.
It is the art of an Aboriginal group with an extensive and highly destructive contact history who are reclaiming their Aboriginality through the creation of their own modern, urban art form.
این هنر یک گروه بومی با سابقه تماس گسترده و بسیار مخرب است که با ایجاد هنر مدرن و شهری خود، هویت بومی خود را بازپس می گیرند.
From above results, the conclusion can be inferred as follows: When desert is reclaimed into holt, farmland and residential area, rodent community wouid show the trend of eremium to culture community.
با توجه به نتایج فوق، میتوان نتیجهگیری کرد که: هنگامی که صحرا به هولت بازسازی میشود، زمینهای کشاورزی و مناطق مسکونی، جامعه جوندگان روند تغییر از محیط بیابانی به جامعه فرهنگی را نشان میدهد.
As the palace collapsed, and as Xizor died high in orbit under the guns of Vader's Super Star Destroyer, Guri escaped in a parawing glider and reclaimed her vessel.
همانطور که کاخ فرو میرفت و همزمان که خیزور در مداری مرتفع و زیر آتش ناو جنگی ستارهای سوپر ویدر مرد، گوری با یک گلایدر پاراوینگ فرار کرد و کشتی خود را پس گرفت.
Mrs. Saddletree saw the house freed of her importunate visitors, and the little boy reclaimed from the pastimes of the wind to the exercise of the awl .
خانم سادلتری خانه را از بازدیدکنندگان اصراریاش آزاد دید و پسر کوچولو را از بازیهای باد به تمرین سوزن گرفت.
reclaim lost territory
بازپسگیری مناطق از دست رفته
reclaim unused land
بازپسگیری زمینهای بلااستفاده
reclaim natural resources
بازپسگیری منابع طبیعی
reclaim sb. from vice
نجا بخشیدن از گناه
It is incumbent on me to reclaim him.
وظیفه من است که او را پس بگیرم.
reclaim land from the sea
بازپسگیری زمین از دریا
you can reclaim £25 of the £435 deducted.
شما میتوانید ۲۵ پوند از ۴۳۵ پوند کسر شده را پس بگیرید.
reclaim valuable materials from wastes
بازیافت مواد ارزشمند از زبالهها
to reclaim rubber from old tires
بازیافت لاستیک از لاستیکهای کهنه
reclaim marshlands; reclaim strip-mined land.
بازیافت تالابها؛ بازسازی زمینهای استخراج شده
societies for reclaiming beggars and prostitutes.
سازمانهایی برای بازگرداندن گداها و روسپیها.
They reclaimed him from his evil ways.
آنها او را از روشهای شیطانیاش نجات دادند.
People here are reclaim-ing land from the sea.
مردم اینجا در حال بازپسگیری زمین از دریا هستند.
Many sufferers have been reclaimed from a dependence on alcohol.
بسیاری از رنجکشیدگان از وابستگی به الکل نجات یافتهاند.
I have tried to reclaim my money without success.
من سعی کردهام بدون موفقیت پول خود را پس بگیرم.
when Dennis emerged I reclaimed my room.
وقتی دنیس بیرون آمد، اتاق خود را پس گرفتم.
He has invented a new method to reclaim valuable raw materials from industrial waste water.
او یک روش جدید برای بازیافت مواد خام با ارزش از پساب صنعتی اختراع کرده است.
It is the art of an Aboriginal group with an extensive and highly destructive contact history who are reclaiming their Aboriginality through the creation of their own modern, urban art form.
این هنر یک گروه بومی با سابقه تماس گسترده و بسیار مخرب است که با ایجاد هنر مدرن و شهری خود، هویت بومی خود را بازپس می گیرند.
From above results, the conclusion can be inferred as follows: When desert is reclaimed into holt, farmland and residential area, rodent community wouid show the trend of eremium to culture community.
با توجه به نتایج فوق، میتوان نتیجهگیری کرد که: هنگامی که صحرا به هولت بازسازی میشود، زمینهای کشاورزی و مناطق مسکونی، جامعه جوندگان روند تغییر از محیط بیابانی به جامعه فرهنگی را نشان میدهد.
As the palace collapsed, and as Xizor died high in orbit under the guns of Vader's Super Star Destroyer, Guri escaped in a parawing glider and reclaimed her vessel.
همانطور که کاخ فرو میرفت و همزمان که خیزور در مداری مرتفع و زیر آتش ناو جنگی ستارهای سوپر ویدر مرد، گوری با یک گلایدر پاراوینگ فرار کرد و کشتی خود را پس گرفت.
Mrs. Saddletree saw the house freed of her importunate visitors, and the little boy reclaimed from the pastimes of the wind to the exercise of the awl .
خانم سادلتری خانه را از بازدیدکنندگان اصراریاش آزاد دید و پسر کوچولو را از بازیهای باد به تمرین سوزن گرفت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید