red-hot

[ایالات متحده]/ˌredˈhɒt/
[بریتانیا]/ˌredˈhɑːt/

ترجمه

adj. بسیار داغ یا به رنگ سرخ درآمده؛ به شدت پرشور یا عصبانی؛ بسیار جدید یا تازه
n. نوعی هات‌داگ یا سوسیس فرنکفورت

عبارات و ترکیب‌ها

red-hot iron

آهن داغ

red-hot anger

خشم داغ

red-hot deal

معامله داغ

red-hot stove

اجاق داغ

red-hot topic

موضوع داغ

red-hot performance

عملکرد داغ

red-hot debate

بحث داغ

red-hot stock

سهام داغ

red-hot summer

تابستان داغ

red-hot news

اخبار داغ

جملات نمونه

the metal was red-hot after being in the furnace for hours.

فلز پس از ساعت‌ها ماندن در کوره، سرخ‌داغ بود.

she gave him a red-hot look of anger across the room.

او با حالتی خشمگین به او نگاهی آتشین از آن طرف اتاق انداخت.

the political debate was a red-hot issue during the election.

بحث سیاسی در طول انتخابات یک موضوع داغ بود.

he delivered a red-hot speech that captivated the audience.

او سخنرانی آتشینی ارائه داد که مخاطبان را مجذوب خود کرد.

the new restaurant is the red-hot spot in town right now.

رستوران جدید در حال حاضر بهترین مکان شهر است.

the stock market experienced a red-hot trading day yesterday.

بازار سهام روز گذشته یک روز معاملاتی داغ را تجربه کرد.

the team played a red-hot game and won by a large margin.

تیم یک بازی داغ انجام داد و با اختلاف زیاد پیروز شد.

the band's new single is a red-hot hit on the radio.

قطعه جدید گروه یک آهنگ داغ در رادیو است.

the investigation into the scandal was a red-hot topic for the press.

تحقیقات مربوط به رسوایی یک موضوع داغ برای رسانه ها بود.

the comedian's routine was red-hot, leaving the audience roaring with laughter.

اجرای کمدین بسیار خوب بود و باعث شد مخاطبان با خنده غرق شوند.

the startup company is a red-hot prospect for investors.

شرکت نوپا یک گزینه داغ برای سرمایه گذاران است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید