reprobate

[ایالات متحده]/ˈreprəbeɪt/
[بریتانیا]/ˈreprəbeɪt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شخصی با شخصیت غیراخلاقی یا بی‌اصول، یک کلاهبردار.
Word Forms
شکل سوم شخص مفردreprobates
صفت یا فعل حال استمراریreprobating
زمان گذشتهreprobated
قسمت سوم فعلreprobated
جمعreprobates

جملات نمونه

You sinful old reprobate!

تو ای آدم گناهکار پیر و بدکاره!

He disowned his reprobate son.

او پسر بی‌ارزش خود را طرد کرد.

a long-missed old reprobate drinking comrade.

یک هم‌نشین بدکاره قدیمی که مدت طولانی او را ندیده بودند.

his neighbours reprobated his method of proceeding.

همسایگان روش او را در پیش گرفتن را محکوم کردند.

He was known as a reprobate in the community.

او به عنوان یک بدکاره در جامعه شناخته می‌شد.

The reprobate behavior of the students led to their suspension.

رفتار بدکاره دانش‌آموزان منجر به تعلیق آنها شد.

She tried to reform the reprobate youth in the neighborhood.

او سعی کرد جوانان بدکاره را در محله اصلاح کند.

The reprobate nature of his actions shocked everyone.

طبیعت بدکاره اعمال او باعث شوکه شدن همه شد.

Despite his reprobate reputation, he was given a second chance.

با وجود شهرت بدکاره او، به او فرصت دوم داده شد.

The reprobate character in the novel added an interesting twist to the story.

شخصیت بدکاره در رمان، پیچش جالبی به داستان اضافه کرد.

His reprobate lifestyle eventually caught up with him.

سبک زندگی بدکاره او در نهایت به او رسید.

The reprobate behavior of the employee led to his dismissal.

رفتار بدکاره کارمند منجر به اخراج او شد.

The reprobate son brought shame to his family.

پسر بدکاره باعث شرمساری خانواده‌اش شد.

She tried to steer her reprobate friend onto the right path.

او سعی کرد دوست بدکاره خود را به مسیر درست هدایت کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید