reviled

[ایالات متحده]/rɪˈvaɪld/
[بریتانیا]/rɪˈvaɪld/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به طرز توهین‌آمیز یا به شدت توهین‌آمیز انتقاد کردن

عبارات و ترکیب‌ها

reviled leader

رهبر مطرود

reviled figure

شخصیت مطرود

reviled policy

سیاست مطرود

reviled artist

هنرمند مطرود

reviled decision

تصمیم مطرود

reviled practice

روش مطرود

reviled system

سیستم مطرود

reviled regime

رژیم مطرود

reviled concept

مفهوم مطرود

reviled tradition

آداب و رسوم مطرود

جملات نمونه

he was reviled by the public for his controversial statements.

او به دلیل اظهارات بحث‌برانگیزش مورد نفرت مردم قرار گرفت.

despite being reviled, she stood by her beliefs.

با وجود مورد نفرت قرار گرفتن، او به باورهای خود وفادار ماند.

the politician was reviled during the campaign for his actions.

در طول کمپین، سیاستمدار به دلیل اقداماتش مورد نفرت قرار گرفت.

he felt reviled after his peers criticized him.

پس از اینکه همسالانش به او انتقاد کردند، او احساس کرد مورد نفرت قرار گرفته است.

many artists have been reviled for their unconventional styles.

بسیاری از هنرمندان به دلیل سبک‌های غیرمتعارف خود مورد نفرت قرار گرفته‌اند.

she was reviled for her decision to speak out against injustice.

او به دلیل تصمیمش برای صحبت در مورد بی‌عدالتی مورد نفرت قرار گرفت.

the novel was reviled by critics but loved by readers.

رمان توسط منتقدان مورد نفرت قرار گرفت اما مورد علاقه خوانندگان بود.

he was reviled in the media following the scandal.

پس از رسوایی، او در رسانه ها مورد نفرت قرار گرفت.

being reviled online can be a harsh experience for anyone.

مورد نفرت قرار گرفتن آنلاین می‌تواند یک تجربه سخت برای هر کسی باشد.

despite being reviled, he continued to advocate for change.

با وجود مورد نفرت قرار گرفتن، او به حمایت از تغییر ادامه داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید