reviled leader
رهبر مطرود
reviled figure
شخصیت مطرود
reviled policy
سیاست مطرود
reviled artist
هنرمند مطرود
reviled decision
تصمیم مطرود
reviled practice
روش مطرود
reviled system
سیستم مطرود
reviled regime
رژیم مطرود
reviled concept
مفهوم مطرود
reviled tradition
آداب و رسوم مطرود
he was reviled by the public for his controversial statements.
او به دلیل اظهارات بحثبرانگیزش مورد نفرت مردم قرار گرفت.
despite being reviled, she stood by her beliefs.
با وجود مورد نفرت قرار گرفتن، او به باورهای خود وفادار ماند.
the politician was reviled during the campaign for his actions.
در طول کمپین، سیاستمدار به دلیل اقداماتش مورد نفرت قرار گرفت.
he felt reviled after his peers criticized him.
پس از اینکه همسالانش به او انتقاد کردند، او احساس کرد مورد نفرت قرار گرفته است.
many artists have been reviled for their unconventional styles.
بسیاری از هنرمندان به دلیل سبکهای غیرمتعارف خود مورد نفرت قرار گرفتهاند.
she was reviled for her decision to speak out against injustice.
او به دلیل تصمیمش برای صحبت در مورد بیعدالتی مورد نفرت قرار گرفت.
the novel was reviled by critics but loved by readers.
رمان توسط منتقدان مورد نفرت قرار گرفت اما مورد علاقه خوانندگان بود.
he was reviled in the media following the scandal.
پس از رسوایی، او در رسانه ها مورد نفرت قرار گرفت.
being reviled online can be a harsh experience for anyone.
مورد نفرت قرار گرفتن آنلاین میتواند یک تجربه سخت برای هر کسی باشد.
despite being reviled, he continued to advocate for change.
با وجود مورد نفرت قرار گرفتن، او به حمایت از تغییر ادامه داد.
reviled leader
رهبر مطرود
reviled figure
شخصیت مطرود
reviled policy
سیاست مطرود
reviled artist
هنرمند مطرود
reviled decision
تصمیم مطرود
reviled practice
روش مطرود
reviled system
سیستم مطرود
reviled regime
رژیم مطرود
reviled concept
مفهوم مطرود
reviled tradition
آداب و رسوم مطرود
he was reviled by the public for his controversial statements.
او به دلیل اظهارات بحثبرانگیزش مورد نفرت مردم قرار گرفت.
despite being reviled, she stood by her beliefs.
با وجود مورد نفرت قرار گرفتن، او به باورهای خود وفادار ماند.
the politician was reviled during the campaign for his actions.
در طول کمپین، سیاستمدار به دلیل اقداماتش مورد نفرت قرار گرفت.
he felt reviled after his peers criticized him.
پس از اینکه همسالانش به او انتقاد کردند، او احساس کرد مورد نفرت قرار گرفته است.
many artists have been reviled for their unconventional styles.
بسیاری از هنرمندان به دلیل سبکهای غیرمتعارف خود مورد نفرت قرار گرفتهاند.
she was reviled for her decision to speak out against injustice.
او به دلیل تصمیمش برای صحبت در مورد بیعدالتی مورد نفرت قرار گرفت.
the novel was reviled by critics but loved by readers.
رمان توسط منتقدان مورد نفرت قرار گرفت اما مورد علاقه خوانندگان بود.
he was reviled in the media following the scandal.
پس از رسوایی، او در رسانه ها مورد نفرت قرار گرفت.
being reviled online can be a harsh experience for anyone.
مورد نفرت قرار گرفتن آنلاین میتواند یک تجربه سخت برای هر کسی باشد.
despite being reviled, he continued to advocate for change.
با وجود مورد نفرت قرار گرفتن، او به حمایت از تغییر ادامه داد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید