rinsed

[ایالات متحده]/rɪns/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. شسته شده با آبکشی; شسته شده
v. تمیز کردن با شستن با آب; آبکشی دهان با آب
Word Forms
قسمت سوم فعلrinsed
زمان گذشتهrinsed

عبارات و ترکیب‌ها

thoroughly rinsed

دقت شود

lightly rinsed

به آرامی شسته شود

جملات نمونه

Rose rinsed out a tumbler.

روز یک لیوان را آب کشید.

Karen rinsed her mouth out .

کارن دهان خود را آب کشید.

the conditioning mousse doesn't have to be rinsed out.

ماسک نرم‌کننده نیازی به آبکشی ندارد.

I rinsed the clothes I had washed.

من لباس‌هایی را که شسته بودم آب کشیدم.

She rinsed out the sea water from her swimming-costume.

او آب دریا را از لباس شنایش آب کشید.

After a specified period of time, the hair is rinsed and a neutraliser is applied.It is the neutralizing solution that reforms the disulfide bonds of the hair and sets the new curls.

پس از یک دوره زمانی مشخص، موها آبکشی می‌شوند و یک خنثی‌کننده اعمال می‌شود. محلول خنثی‌کننده است که پیوندهای دی‌سولفید مو را دوباره شکل می‌دهد و حالت جدید را ثابت می‌کند.

Made with natural oils, vitamins, moisturizers and gentle cleansing agents for a thorough yet soothing, gentle and moisturizing cleansing effect.May be tissued or rinsed off.

تهیه شده با استفاده از روغن های طبیعی، ویتامین ها، مرطوب کننده ها و عوامل پاک کننده ملایم برای یک اثر پاک کنندگی کامل، آرامش بخش، ملایم و مرطوب کننده. ممکن است با حوله پاک شود یا آبکشی شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید