totally ruined
کاملاً خراب
He was ruined by speculation.
او به دلیل спекуляция ورشکست شد.
ruined the family's good name.
نام خانوادگی خوب را خراب کرد.
The storm ruined the crops.
طوفان محصولات را از بین برد.
I was ruined by that law case.
من به دلیل آن پرونده حقوقی ورشکست شدم.
The storm ruined our wheat.
طوفان گندم ما را از بین برد.
I was ruined by that law case, I'm a ruined man.
من به دلیل آن پرونده حقوقی ورشکست شدم، من یک مرد ورشکسته هستم.
you're the one who ruined her life.
شما کسی بودید که زندگی او را خراب کردید.
ruined abbeys and picturesque villages.
صومعههای ویران و روستاهای زیبا.
he ruined himself beyond retrieve .
او خود را فراتر از بازیابی خراب کرد.
a noisy motorway has ruined village life.
اتوبان پر سر و صدا زندگی روستایی را خراب کرده است.
The stock market crash of 1929 ruined many people. 1929
رکود بازار سهام در سال 1929 باعث ویرانی زندگی بسیاری از مردم شد. 1929
The fire ruined the books in the library.
آتش کتابهای کتابخانه را از بین برد.
The major part of the town was ruined by the earthquake.
بخش بزرگی از شهر در اثر زلزله ویران شد.
the sergeant clutched the ruined communicator, muttering anathemas.
سروان دستگاه ارتباطی آسیبدیده را در دست گرفت و نفرینهایی زمزمه کرد.
a great song ruined by cack-handed production.
یک آهنگ خوب که به دلیل تولید ضعیف خراب شد.
they were ruined by the highest interest rates this century.
آنها به دلیل بالاترین نرخ بهره این قرن دچار ویرانی شدند.
It's completely ruined, so we'll have to start from scratch.
کاملاً خراب شده است، بنابراین باید از ابتدا شروع کنیم.
Many a famous pop star has been ruined by drugs.
بسیاری از ستاره های پاپ معروف به دلیل مصرف مواد مخدر دچار ویرانی شده اند.
A drunken man at the table beside us ruined our evening.
یک مرد مست کنار میز ما، غروب ما را خراب کرد.
totally ruined
کاملاً خراب
He was ruined by speculation.
او به دلیل спекуляция ورشکست شد.
ruined the family's good name.
نام خانوادگی خوب را خراب کرد.
The storm ruined the crops.
طوفان محصولات را از بین برد.
I was ruined by that law case.
من به دلیل آن پرونده حقوقی ورشکست شدم.
The storm ruined our wheat.
طوفان گندم ما را از بین برد.
I was ruined by that law case, I'm a ruined man.
من به دلیل آن پرونده حقوقی ورشکست شدم، من یک مرد ورشکسته هستم.
you're the one who ruined her life.
شما کسی بودید که زندگی او را خراب کردید.
ruined abbeys and picturesque villages.
صومعههای ویران و روستاهای زیبا.
he ruined himself beyond retrieve .
او خود را فراتر از بازیابی خراب کرد.
a noisy motorway has ruined village life.
اتوبان پر سر و صدا زندگی روستایی را خراب کرده است.
The stock market crash of 1929 ruined many people. 1929
رکود بازار سهام در سال 1929 باعث ویرانی زندگی بسیاری از مردم شد. 1929
The fire ruined the books in the library.
آتش کتابهای کتابخانه را از بین برد.
The major part of the town was ruined by the earthquake.
بخش بزرگی از شهر در اثر زلزله ویران شد.
the sergeant clutched the ruined communicator, muttering anathemas.
سروان دستگاه ارتباطی آسیبدیده را در دست گرفت و نفرینهایی زمزمه کرد.
a great song ruined by cack-handed production.
یک آهنگ خوب که به دلیل تولید ضعیف خراب شد.
they were ruined by the highest interest rates this century.
آنها به دلیل بالاترین نرخ بهره این قرن دچار ویرانی شدند.
It's completely ruined, so we'll have to start from scratch.
کاملاً خراب شده است، بنابراین باید از ابتدا شروع کنیم.
Many a famous pop star has been ruined by drugs.
بسیاری از ستاره های پاپ معروف به دلیل مصرف مواد مخدر دچار ویرانی شده اند.
A drunken man at the table beside us ruined our evening.
یک مرد مست کنار میز ما، غروب ما را خراب کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید