sailboarded yesterday
روز گذشته موجسواری کردم
sailboarded at sea
در دریا موجسواری کردم
sailboarded with friends
با دوستان موجسواری کردم
sailboarded all day
تمام روز موجسواری کردم
sailboarded in waves
در میان امواج موجسواری کردم
sailboarded for fun
برای تفریح موجسواری کردم
sailboarded during summer
در طول تابستان موجسواری کردم
sailboarded near shore
نزدیک ساحل موجسواری کردم
sailboarded after work
بعد از کار موجسواری کردم
sailboarded in competition
در مسابقه موجسواری کردم
he sailboarded across the lake every weekend.
او هر هفتهنامه به سراغ دریاچه رفت و موجسواری کرد.
they sailboarded together during their summer vacation.
آنها در طول تعطیلات تابستانی خود با هم موجسواری کردند.
she sailboarded for the first time last summer.
او تابستان گذشته برای اولین بار موجسواری کرد.
after a few lessons, he sailboarded with confidence.
پس از چند درس، او با اعتماد به نفس موجسواری کرد.
we sailboarded at the beach and enjoyed the waves.
ما در ساحل موجسواری کردیم و از امواج لذت بردیم.
she sailboarded in competition and won a medal.
او در مسابقه موجسواری شرکت کرد و مدال برد.
during the trip, they sailboarded every day.
در طول سفر، آنها هر روز موجسواری کردند.
he sailboarded along the coast, enjoying the scenery.
او در امتداد ساحل موجسواری کرد و از مناظر لذت برد.
sailboarded yesterday
روز گذشته موجسواری کردم
sailboarded at sea
در دریا موجسواری کردم
sailboarded with friends
با دوستان موجسواری کردم
sailboarded all day
تمام روز موجسواری کردم
sailboarded in waves
در میان امواج موجسواری کردم
sailboarded for fun
برای تفریح موجسواری کردم
sailboarded during summer
در طول تابستان موجسواری کردم
sailboarded near shore
نزدیک ساحل موجسواری کردم
sailboarded after work
بعد از کار موجسواری کردم
sailboarded in competition
در مسابقه موجسواری کردم
he sailboarded across the lake every weekend.
او هر هفتهنامه به سراغ دریاچه رفت و موجسواری کرد.
they sailboarded together during their summer vacation.
آنها در طول تعطیلات تابستانی خود با هم موجسواری کردند.
she sailboarded for the first time last summer.
او تابستان گذشته برای اولین بار موجسواری کرد.
after a few lessons, he sailboarded with confidence.
پس از چند درس، او با اعتماد به نفس موجسواری کرد.
we sailboarded at the beach and enjoyed the waves.
ما در ساحل موجسواری کردیم و از امواج لذت بردیم.
she sailboarded in competition and won a medal.
او در مسابقه موجسواری شرکت کرد و مدال برد.
during the trip, they sailboarded every day.
در طول سفر، آنها هر روز موجسواری کردند.
he sailboarded along the coast, enjoying the scenery.
او در امتداد ساحل موجسواری کرد و از مناظر لذت برد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید