sidestepping

[ایالات متحده]/ˈsaɪdˌstɛpɪŋ/
[بریتانیا]/ˈsaɪdˌstɛpɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. عمل اجتناب یا دوری از چیزی

عبارات و ترکیب‌ها

sidestepping issues

اجتناب از مسائل

sidestepping criticism

اجتناب از انتقاد

sidestepping responsibility

اجتناب از مسئولیت

sidestepping obstacles

اجتناب از موانع

sidestepping questions

اجتناب از سوالات

sidestepping conflict

اجتناب از درگیری

sidestepping rules

اجتناب از قوانین

sidestepping blame

اجتناب از سرزنش

sidestepping danger

اجتناب از خطر

sidestepping challenges

اجتناب از چالش‌ها

جملات نمونه

he was sidestepping the issue during the meeting.

او در حال اجتناب از موضوع در طول جلسه بود.

she is good at sidestepping difficult conversations.

او در اجتناب از بحث های دشوار خوب است.

sidestepping responsibility can lead to bigger problems.

اجتناب از مسئولیت می تواند منجر به مشکلات بزرگتر شود.

they are sidestepping the main topic of discussion.

آنها در حال اجتناب از موضوع اصلی بحث هستند.

sidestepping the rules isn't a good strategy.

اجتناب از قوانین یک استراتژی خوب نیست.

he kept sidestepping her questions about the project.

او مدام از سوالات او در مورد پروژه اجتناب می کرد.

she was sidestepping criticism with her charm.

او با جذابیت خود از انتقادها اجتناب می کرد.

sidestepping the truth can damage trust.

اجتناب از حقیقت می تواند اعتماد را از بین ببرد.

they were sidestepping the legal implications of their actions.

آنها در حال اجتناب از پیامدهای قانونی اقدامات خود بودند.

he is known for sidestepping tough questions in interviews.

او به خاطر اجتناب از سوالات سخت در مصاحبه ها شناخته شده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید