sludgy

[ایالات متحده]/'slʌdʒi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. گل‌آلود، با مقدار زیادی لجن.

جملات نمونه

The sludgy mud made it difficult to walk through the swamp.

گل كثيف باعث شد كه راه رفتن در مرداب دشوار باشد.

The sludgy consistency of the soup turned off many customers.

غِلظت كثيف سوپ باعث شد كه بسیاری از مشتریان آن را دوست نداشته باشند.

The sludgy water in the pond was not suitable for swimming.

آب كثيف در حوضچه برای شنا مناسب نبود.

The sludgy texture of the clay made it hard to mold into shapes.

بافت كثيف رس باعث شد كه قالب‌گیری آن به شکل‌های مختلف دشوار باشد.

The sludgy oil spill polluted the river and harmed the wildlife.

نشت نفت كثيف رودخانه را آلوده کرد و به حیات وحش آسیب رساند.

The sludgy snow on the road caused traffic delays.

برف كثيف در جاده باعث تاخیر در ترافیک شد.

The sludgy slush on the sidewalk made it slippery for pedestrians.

لجن كثيف در پیاده‌رو باعث لغزندگی برای عابران پیاده شد.

The sludgy mixture of dirt and water clogged the drain.

مخلوط كثيف خاک و آب باعث گرفتگی فاضلوی شد.

The sludgy consistency of the paint made it hard to apply smoothly.

غِلظت كثيف رنگ باعث شد كه به راحتی و به طور یکنواخت استفاده نشود.

The sludgy sediment at the bottom of the lake indicated poor water quality.

رسوبات كثيف در ته دریاچه نشان دهنده کیفیت آب نامناسب بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید