snobbishness

[ایالات متحده]/'snɔbiʃnis/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. خودنمایی
Word Forms

جملات نمونه

Snobbishness, looking down on others, is one of the worst forms of rudeness, because it puts such a ridiculous value on oneself.

خودخواهی، نگاه کردن با تحقیر به دیگران، یکی از بدترین شکل های بی ادبیتی است، زیرا ارزش مسخره ای برای خود قائل می شود.

Maybe you have social faults such as snobbishness, talkativeness, using slang, etc. which drive away new acquaintances.

شاید شما عیوب اجتماعی مانند بزرگ‌داشتن، پرحرفی، استفاده از اصطلاحات عامیانه و غیره دارید که باعث دور شدن افراد جدید می‌شود.

displaying snobbishness towards others

نشان دادن بزرگی‌خواهی نسبت به دیگران

her snobbishness often alienates her from her peers

بزرگی‌خواهی او اغلب باعث می‌شود از همسالانش جدا شود

snobbishness is not a desirable trait

بزرگی‌خواهی یک ویژگی مطلوب نیست

overcoming snobbishness requires humility

غلبه بر بزرگی‌خواهی نیاز به تواضع دارد

his snobbishness is evident in the way he talks

بزرگی‌خواهی او در نحوه صحبت کردنش آشکار است

snobbishness can hinder forming genuine connections

بزرگی‌خواهی می‌تواند ایجاد ارتباطات واقعی را مختل کند

the culture of snobbishness in that community is toxic

فرهنگ بزرگی‌خواهی در آن جامعه سمی است

she tries to mask her snobbishness with fake humility

او سعی می‌کند بزرگی‌خواهی خود را با تواضع کاذب پنهان کند

being surrounded by snobbishness can be exhausting

قرار گرفتن در کنار بزرگی‌خواهانی می‌تواند خسته‌کننده باشد

his snobbishness is a defense mechanism for his insecurities

بزرگی‌خواهی او یک مکانیسم دفاعی برای ناامنی‌هایش است

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید