tethered

[ایالات متحده]/ˈtɛðəd/
[بریتانیا]/ˈθɛðərd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. گذشته و گذشته مشارکت tether

عبارات و ترکیب‌ها

tethered boat

قایق لنگر شده

tethered device

دستگاه لنگر شده

tethered animal

حیوان لنگر شده

tethered balloon

بادکنک لنگر شده

tethered drone

پهپاد لنگر شده

tethered network

شبکه لنگر شده

tethered child

کودک لنگر شده

tethered cable

کابل لنگر شده

tethered equipment

تجهیزات لنگر شده

tethered system

سیستم لنگر شده

جملات نمونه

the dog was tethered to the post outside the store.

سگ به پای بیرون از مغازه بسته شده بود.

she felt tethered by her responsibilities at work.

او به دلیل مسئولیت‌های کاری خود احساس وابستگی می‌کرد.

the balloon was tethered to the child's wrist.

بادکنک به مچ دست کودک بسته شده بود.

he was tethered to his desk by endless paperwork.

او به دلیل حجم زیاد کارهای اداری به میز خود گره خورده بود.

the boat was tethered securely to the dock.

قایق به طور ایمن به اسکله بسته شده بود.

they felt tethered to their hometown despite wanting to travel.

با وجود اینکه می‌خواستند سفر کنند، احساس وابستگی به شهرشان داشتند.

her emotions were tethered to the memories of her childhood.

احساسات او به خاطرات دوران کودکی‌اش گره خورده بود.

the horse was tethered in the field to graze.

اسب برای چرا کردن در مزرعه بسته شده بود.

he felt tethered to his past and unable to move forward.

او احساس وابستگی به گذشته خود داشت و نمی‌توانست به جلو برود.

the kite was tethered to the ground with a long string.

بادبادک با یک نخ بلند به زمین بسته شده بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید