tokens

[ایالات متحده]/ˈtəʊkənz/
[بریتانیا]/ˈtoʊkənz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمع توکن؛ نماد یا علامت؛ نمادها؛ توکن‌ها در یک بازار

عبارات و ترکیب‌ها

digital tokens

توکن‌های دیجیتال

security tokens

توکن‌های امنیتی

utility tokens

توکن‌های کاربردی

token economy

اقتصاد توکنی

non-fungible tokens

توکن‌های غیرقابل تعویض

token sale

فروش توکن

reward tokens

توکن‌های پاداش

token standards

استانداردهای توکن

token allocation

تخصیص توکن

token distribution

توزیع توکن

جملات نمونه

we need to collect tokens for the game.

ما باید توکن‌ها را برای بازی جمع‌آوری کنیم.

she exchanged her tokens for a prize.

او توکن‌های خود را با جایزه عوض کرد.

tokens are required to access certain features.

برای دسترسی به برخی از ویژگی‌ها به توکن نیاز است.

he earned tokens by completing challenges.

او با تکمیل چالش‌ها توکن به دست آورد.

tokens can be used to buy in-game items.

می‌توان از توکن‌ها برای خرید اقلام درون بازی استفاده کرد.

make sure to save your tokens for later.

مطمئن شوید که توکن‌های خود را برای بعد ذخیره کنید.

tokens are often given as rewards for participation.

اغلب توکن‌ها به عنوان جایزه برای شرکت داده می‌شوند.

she has a collection of rare tokens from different events.

او مجموعه‌ای از توکن‌های کمیاب از رویدادهای مختلف دارد.

we can trade tokens for exclusive content.

ما می‌توانیم توکن‌ها را با محتوای انحصاری معامله کنیم.

he lost all his tokens during the game.

او تمام توکن‌های خود را در طول بازی از دست داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید