unaccountable

[ایالات متحده]/ʌnə'kaʊntəb(ə)l/
[بریتانیا]/'ʌnə'kaʊntəbl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. غیر مسئول; دشوار برای توضیح; غیر قابل توضیح

عبارات و ترکیب‌ها

an unaccountable error

یک خطای غیرقابل توضیح

unaccountable behavior

رفتار غیرقابل توجیه

an unaccountable decision

تصمیم غیرقابل توجیه

جملات نمونه

a strange and unaccountable fact.

یک واقعیت عجیب و غیرقابل توضیح.

an executive unaccountable to anyone but the president.

یک مدیر اجرایی که مسئولیتش در برابر هیچ کس به جز رئیس جمهور نیست.

unaccountable absences; unaccountable errors.

غیبت‌های غیرقابل توضیح؛ اشتباهات غیرقابل توضیح.

An insane person is unaccountable for his actions.

یک فرد دیوانه مسئول اعمال خود نیست.

The driver was held unaccountable for the accident.

راننده در قبال حادثه مسئولیت نداشت.

I often suffer from unaccountable headaches.

من اغلب از سردردهای غیرقابل توضیح رنج می‌برم.

نمونه‌های واقعی

Too Much Information he says is in the hands of unaccountable government agency.

او می‌گوید اطلاعات بیش از حد در اختیار یک سازمان دولتی غیرمسئول است.

منبع: NPR News October 2013 Collection

I just find that it's unaccountable to — we have no control over them.

من فقط می‌یابم که غیرقابل پاسخگویی است - ما هیچ کنترلی بر آنها نداریم.

منبع: NPR News September 2015 Collection

She vowed to get unaccountable money out of politics once and for all, even if that takes a constitutional amendment.

او قسم خورد که پول غیرقابل پاسخگویی را یک بار و برای همیشه از سیاست خارج کند، حتی اگر این امر مستلزم اصلاح قانون اساسی باشد.

منبع: The Economist (Summary)

They ordered armed, unaccountable men upon her.

آنها مردان مسلح و غیرقابل پاسخگو را به سمت او فرستادند.

منبع: TED Talks (Audio Version) May 2019 Compilation

It challenged political structures and it became unaccountable.

این ساختارهای سیاسی را به چالش کشید و غیرقابل پاسخگو شد.

منبع: BBC Ideas

Master Frederick, to be sure, had gone over unaccountable.

البته، آقای فردریک از غیرقابل پاسخگویی گذشته بود.

منبع: The South and the North (Part 2)

Yet Matthew wished to keep her, of all unaccountable things!

با این حال، متیو می‌خواست او را نگه دارد، از همه چیزهای غیرقابل توضیح!

منبع: Anne of Green Gables (Original Version)

But this most unaccountable of damsels frowned and shook her head.

اما این دوشیزه غیرقابل توضیح با اخم و تکان دادن سرش.

منبع: Murder at the golf course

The laugh and that uncanny glance, the unaccountable emotion, were extraordinarily significant.

خنده و آن نگاه عجیب و غریب، آن احساس غیرقابل توضیح، به طرز چشمگیری مهم بودند.

منبع: Magician

What possessed him to go posting off to London in this unaccountable way?

چه چیزی او را وادار کرد که به این روش غیرقابل توضیح به لندن برود؟

منبع: The Mystery of Styles Court

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید