unassured

[ایالات متحده]/ʌnəˈʃʊəd/
[بریتانیا]/ʌnəˈʃʊrd/

ترجمه

adj. غیر مطمئن یا قطعی؛ غیر تضمین شده یا تأمین شده؛ ناامن یا غیر ایمن؛ بدون بیمه

عبارات و ترکیب‌ها

unassured feeling

احساس نااطمینان

unassured tone

لحن نااطمینان

unassured response

پاسخ نااطمینان

unassured look

نگاه نااطمینان

unassured smile

لبخند نااطمینان

unassured words

کلمات نااطمینان

unassured behavior

رفتار نااطمینان

unassured stance

موضع نااطمینان

unassured attitude

نگرش نااطمینان

unassured statement

اظهارنظر نااطمینان

جملات نمونه

she felt unassured about her presentation.

او در مورد ارائه خود احساس نااطمینانی می‌کرد.

his unassured demeanor made everyone uncomfortable.

حالت نااطمینان او باعث ناراحتی همه شد.

despite his talent, he remained unassured in his abilities.

با وجود استعدادش، او همچنان در مورد توانایی‌های خود نااطمینان داشت.

the unassured student struggled to answer the questions.

دانشجوی نااطمینان در پاسخ دادن به سؤالات مشکل داشت.

she was unassured about the decision she had to make.

او در مورد تصمیمی که باید می‌گرفت نااطمینان داشت.

his unassured nature led to missed opportunities.

طبع نااطمینان او منجر به از دست دادن فرصت‌ها شد.

the team felt unassured going into the final match.

تیم قبل از بازی نهایی احساس نااطمینانی می‌کرد.

she gave an unassured smile when asked about her plans.

وقتی از برنامه‌هایش پرسیده شد، لبخند نااطمینانی زد.

his unassured response raised more questions than answers.

پاسخ نااطمینان او سؤالات بیشتری را نسبت به پاسخ ایجاد کرد.

feeling unassured, she sought advice from her mentor.

احساس نااطمینانی، او از مشاور خود مشورت گرفت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید