unimpressed

[ایالات متحده]/ˌʌnɪmˈprest/
[بریتانیا]/ˌʌnɪmˈprest/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. تحت تأثیر قرار نگرفتن؛ فاقد تأثیر قوی یا عمیق؛ بی‌احساس

جملات نمونه

Arnold kept telling her how attractive she was, but he spread the butter too thick and she was unimpressed.

او مدام به او می‌گفت که چقدر جذاب است، اما کره را خیلی زیاد مالید و او تحت تاثیر قرار نگرفت.

I was unimpressed by the presentation.

من تحت تاثیر ارائه نبودم.

She was unimpressed with his excuses.

او تحت تاثیر بهانه‌های او قرار نگرفت.

The critics were unimpressed by the movie.

منتقدان تحت تاثیر فیلم قرار نگرفتند.

He remained unimpressed by their arguments.

او همچنان تحت تاثیر استدلال‌های آنها قرار نگرفت.

The teacher was unimpressed with the students' lack of effort.

معلم از نداشتن تلاش دانش‌آموزان تحت تاثیر قرار نگرفت.

She was unimpressed by his attempts to impress her.

او تحت تاثیر تلاش‌های او برای تحت تاثیر قرار دادن او نبود.

The audience was unimpressed by the singer's performance.

تماشاگران تحت تاثیر عملکرد خواننده نبودند.

I remained unimpressed by their excuses for being late.

من همچنان تحت تاثیر بهانه‌های آنها برای دیر رسیدن نبودم.

The investors were unimpressed by the company's financial report.

سرمایه‌گذاران تحت تاثیر گزارش مالی شرکت قرار نگرفتند.

She was unimpressed by his lack of enthusiasm for the project.

او تحت تاثیر نداشتن اشتیاق او به پروژه نبود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید