untracked data
دادههای ردیابینشده
untracked changes
تغییرات ردیابینشده
untracked issues
مشکلات ردیابینشده
untracked assets
داراییهای ردیابینشده
untracked time
زمان ردیابینشده
untracked events
رویدادهای ردیابینشده
untracked metrics
معیارهای ردیابینشده
untracked resources
منابع ردیابینشده
untracked locations
مکانهای ردیابینشده
untracked users
کاربران ردیابینشده
the untracked expenses can lead to budget issues.
هزینههایی که پیگیری نمیشوند میتوانند منجر به مشکلات بودجه شوند.
his untracked progress made it hard to evaluate his performance.
پیشرفت پیگیرینشده او ارزیابی عملکردش را دشوار کرد.
we need to address the untracked data in our report.
ما باید دادههای پیگیرینشده را در گزارش خود مورد رسیدگی قرار دهیم.
untracked changes in the project can cause confusion.
تغییرات پیگیرینشده در پروژه میتواند باعث سردرگمی شود.
she found many untracked files on her computer.
او فایلهای پیگیرینشده زیادی در کامپیوتر خود پیدا کرد.
untracked time can make project management challenging.
زمان پیگیرینشده میتواند مدیریت پروژه را چالشبرانگیز کند.
the untracked issues were finally addressed in the meeting.
مشکلات پیگیرینشده سرانجام در جلسه مورد رسیدگی قرار گرفتند.
he prefers untracked routes when hiking.
او ترجیح میدهد مسیرهای پیگیرینشده را در هنگام پیادهروی انتخاب کند.
untracked activities can lead to safety risks.
فعالیتهای پیگیرینشده میتواند منجر به خطرات ایمنی شود.
we should keep an eye on untracked changes in the system.
ما باید تغییرات پیگیرینشده در سیستم را زیر نظر داشته باشیم.
untracked data
دادههای ردیابینشده
untracked changes
تغییرات ردیابینشده
untracked issues
مشکلات ردیابینشده
untracked assets
داراییهای ردیابینشده
untracked time
زمان ردیابینشده
untracked events
رویدادهای ردیابینشده
untracked metrics
معیارهای ردیابینشده
untracked resources
منابع ردیابینشده
untracked locations
مکانهای ردیابینشده
untracked users
کاربران ردیابینشده
the untracked expenses can lead to budget issues.
هزینههایی که پیگیری نمیشوند میتوانند منجر به مشکلات بودجه شوند.
his untracked progress made it hard to evaluate his performance.
پیشرفت پیگیرینشده او ارزیابی عملکردش را دشوار کرد.
we need to address the untracked data in our report.
ما باید دادههای پیگیرینشده را در گزارش خود مورد رسیدگی قرار دهیم.
untracked changes in the project can cause confusion.
تغییرات پیگیرینشده در پروژه میتواند باعث سردرگمی شود.
she found many untracked files on her computer.
او فایلهای پیگیرینشده زیادی در کامپیوتر خود پیدا کرد.
untracked time can make project management challenging.
زمان پیگیرینشده میتواند مدیریت پروژه را چالشبرانگیز کند.
the untracked issues were finally addressed in the meeting.
مشکلات پیگیرینشده سرانجام در جلسه مورد رسیدگی قرار گرفتند.
he prefers untracked routes when hiking.
او ترجیح میدهد مسیرهای پیگیرینشده را در هنگام پیادهروی انتخاب کند.
untracked activities can lead to safety risks.
فعالیتهای پیگیرینشده میتواند منجر به خطرات ایمنی شود.
we should keep an eye on untracked changes in the system.
ما باید تغییرات پیگیرینشده در سیستم را زیر نظر داشته باشیم.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید