untracked

[ایالات متحده]/ʌnˈtrækt/
[بریتانیا]/ʌnˈtrækt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مسیر یا راهی نداشتن؛ بدون نشانه‌های پا؛ شروع به بهبودی پس از یک رکود اقتصادی

عبارات و ترکیب‌ها

untracked data

داده‌های ردیابی‌نشده

untracked changes

تغییرات ردیابی‌نشده

untracked issues

مشکلات ردیابی‌نشده

untracked assets

دارایی‌های ردیابی‌نشده

untracked time

زمان ردیابی‌نشده

untracked events

رویدادهای ردیابی‌نشده

untracked metrics

معیارهای ردیابی‌نشده

untracked resources

منابع ردیابی‌نشده

untracked locations

مکان‌های ردیابی‌نشده

untracked users

کاربران ردیابی‌نشده

جملات نمونه

the untracked expenses can lead to budget issues.

هزینه‌هایی که پیگیری نمی‌شوند می‌توانند منجر به مشکلات بودجه شوند.

his untracked progress made it hard to evaluate his performance.

پیشرفت پیگیری‌نشده او ارزیابی عملکردش را دشوار کرد.

we need to address the untracked data in our report.

ما باید داده‌های پیگیری‌نشده را در گزارش خود مورد رسیدگی قرار دهیم.

untracked changes in the project can cause confusion.

تغییرات پیگیری‌نشده در پروژه می‌تواند باعث سردرگمی شود.

she found many untracked files on her computer.

او فایل‌های پیگیری‌نشده زیادی در کامپیوتر خود پیدا کرد.

untracked time can make project management challenging.

زمان پیگیری‌نشده می‌تواند مدیریت پروژه را چالش‌برانگیز کند.

the untracked issues were finally addressed in the meeting.

مشکلات پیگیری‌نشده سرانجام در جلسه مورد رسیدگی قرار گرفتند.

he prefers untracked routes when hiking.

او ترجیح می‌دهد مسیرهای پیگیری‌نشده را در هنگام پیاده‌روی انتخاب کند.

untracked activities can lead to safety risks.

فعالیت‌های پیگیری‌نشده می‌تواند منجر به خطرات ایمنی شود.

we should keep an eye on untracked changes in the system.

ما باید تغییرات پیگیری‌نشده در سیستم را زیر نظر داشته باشیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید