unverifiable data
دادههای غیرقابل تأیید
unverifiable claims
ادعاهای غیرقابل تأیید
unverifiable sources
منابع غیرقابل تأیید
unverifiable information
اطلاعات غیرقابل تأیید
unverifiable evidence
دلایل غیرقابل تأیید
unverifiable assertions
اظهارات غیرقابل تأیید
unverifiable statistics
آمار غیرقابل تأیید
unverifiable reports
گزارشهای غیرقابل تأیید
unverifiable results
نتایج غیرقابل تأیید
unverifiable accounts
حسابهای غیرقابل تأیید
the claim is unverifiable without proper evidence.
ادعای مطرح شده بدون ارائه مدارک مناسب قابل تایید نیست.
many conspiracy theories are based on unverifiable information.
بسیاری از نظریههای توطئه بر اساس اطلاعاتی که قابل تایید نیستند، بنا شدهاند.
his statements are often unverifiable and lack credibility.
اظهارات او اغلب قابل تایید نیستند و فاقد اعتبار هستند.
we cannot act on unverifiable data.
ما نمیتوانیم بر اساس دادههای غیرقابل تایید عمل کنیم.
unverifiable sources can lead to misinformation.
منابع غیرقابل تایید میتوانند منجر به انتشار اطلاعات نادرست شوند.
the report included unverifiable claims about the incident.
گزارش شامل ادعاهای غیرقابل تایید در مورد حادثه بود.
unverifiable allegations can damage reputations.
اتهامات غیرقابل تایید میتوانند به شهرت افراد آسیب برسانند.
it's important to distinguish between verifiable facts and unverifiable opinions.
توجه به تفاوت بین حقایق قابل تایید و نظرات غیرقابل تایید مهم است.
unverifiable claims should be treated with skepticism.
باید ادعاهای غیرقابل تایید را با شک و تردید برخورد کرد.
journalists must avoid reporting on unverifiable information.
روزنامهنگاران باید از گزارشدهی در مورد اطلاعات غیرقابل تایید اجتناب کنند.
unverifiable data
دادههای غیرقابل تأیید
unverifiable claims
ادعاهای غیرقابل تأیید
unverifiable sources
منابع غیرقابل تأیید
unverifiable information
اطلاعات غیرقابل تأیید
unverifiable evidence
دلایل غیرقابل تأیید
unverifiable assertions
اظهارات غیرقابل تأیید
unverifiable statistics
آمار غیرقابل تأیید
unverifiable reports
گزارشهای غیرقابل تأیید
unverifiable results
نتایج غیرقابل تأیید
unverifiable accounts
حسابهای غیرقابل تأیید
the claim is unverifiable without proper evidence.
ادعای مطرح شده بدون ارائه مدارک مناسب قابل تایید نیست.
many conspiracy theories are based on unverifiable information.
بسیاری از نظریههای توطئه بر اساس اطلاعاتی که قابل تایید نیستند، بنا شدهاند.
his statements are often unverifiable and lack credibility.
اظهارات او اغلب قابل تایید نیستند و فاقد اعتبار هستند.
we cannot act on unverifiable data.
ما نمیتوانیم بر اساس دادههای غیرقابل تایید عمل کنیم.
unverifiable sources can lead to misinformation.
منابع غیرقابل تایید میتوانند منجر به انتشار اطلاعات نادرست شوند.
the report included unverifiable claims about the incident.
گزارش شامل ادعاهای غیرقابل تایید در مورد حادثه بود.
unverifiable allegations can damage reputations.
اتهامات غیرقابل تایید میتوانند به شهرت افراد آسیب برسانند.
it's important to distinguish between verifiable facts and unverifiable opinions.
توجه به تفاوت بین حقایق قابل تایید و نظرات غیرقابل تایید مهم است.
unverifiable claims should be treated with skepticism.
باید ادعاهای غیرقابل تایید را با شک و تردید برخورد کرد.
journalists must avoid reporting on unverifiable information.
روزنامهنگاران باید از گزارشدهی در مورد اطلاعات غیرقابل تایید اجتناب کنند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید