anxious

[ایالات متحده]/ˈæŋkʃəs/
[بریتانیا]/ˈæŋkʃəs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مشتاق; نگران; ناراحت; مشتاق.

عبارات و ترکیب‌ها

feel anxious

احساس اضطراب

anxious about

نگران در مورد

anxious for

منتظر با اضطراب

to be anxious

اضطراب داشتن

جملات نمونه

He is anxious to please.

او مضطرب است تا خوشایند باشد.

They are really anxious for peace.

آنها واقعاً مضطرب صلح هستند.

there were some anxious moments.

لحظات مضطرب کننده ای وجود داشت.

the company was anxious to avoid any trouble.

شرکت مضطرب بود تا از هر مشکلی جلوگیری کند.

There is no reason to be anxious about the result.

دلیلی برای نگرانی در مورد نتیجه وجود ندارد.

He was anxious to meet you.

او مضطرب بود تا شما را ملاقات کند.

l'm anxious to know the final result.

من مضطرب هستم تا نتیجه نهایی را بدانم.

He was anxious for her safety.

او مضطرب ایمنی او بود.

She was anxious to please the smart kid.

او مضطرب بود تا کودک باهوش را خوشحال کند.

He is anxious to enter for the competition.

او مضطرب است تا در مسابقه شرکت کند.

I was anxious for everything to be settled.

من مضطرب بودم تا همه چیز حل و فصل شود.

The new merchant class was anxious for acceptance by the old nobility.

طبقه بازرگانی جدید برای پذیرش اشراف قدیمی مضطرب بود.

He was anxious to mend the rift between the two men.

او مضطرب بود تا شکاف بین دو مرد را ترمیم کند.

spent an anxious night waiting for the test results.

شب مضطرب را منتظر نتایج آزمایش گذراند.

she was extremely anxious about her exams.

او در مورد امتحاناتش به شدت مضطرب بود.

young people are generally very anxious to belong.

جوانان معمولاً بسیار مضطرب هستند تا متعلق باشند.

he was anxious to avoid war at all costs.

او مضطرب بود تا از جنگ به هر قیمتی جلوگیری کند.

she was anxious to integrate well into her husband's family.

او مضطرب بود تا به خوبی در خانواده همسرش ادغام شود.

an anxious student who jittered at any provocation.

یک دانش آموز مضطرب که در هر تحریک لرزش می کرد.

her mother was plainly anxious to leave.

مادرش به وضوح مضطرب بود تا برود.

نمونه‌های واقعی

Are you sure? Because you seem a little anxious.

مطمئنی؟ چون شما کمی مضطرب به نظر می رسید.

منبع: Desperate Housewives (Audio Version) Season 3

I'm not anxious to admonish him publicly.

من مضطرب نیستم که او را علناً سرزنش کنم.

منبع: Silk Season 1

Charlie imitated his mother's anxious voice.

چارلی صدای مضطرب مادرش را تقلید کرد.

منبع: Harry Potter and the Goblet of Fire

We expected the strongest correlation among anxious children.

ما انتظار داشتیم که قوی ترین همبستگی در بین کودکان مضطرب وجود داشته باشد.

منبع: Science in 60 Seconds December 2018 Collection

No, no. He's not rigid. He's anxious.

نه، نه. او سفت و سخت نیست. او مضطرب است.

منبع: Our Day Season 2

Of course. You must be very anxious.

البته. شما باید خیلی مضطرب باشید.

منبع: American Horror Story Season 1

In fact, the only person who seemed more anxious than Percy was Hermione.

در واقع، تنها کسی که بیشتر از پرسی مضطرب به نظر می رسید، هرمیون بود.

منبع: Harry Potter and the Prisoner of Azkaban

" Why not? " in an anxious tone.

" چرا نه؟ " با لحنی مضطرب.

منبع: Little Women (Bilingual Edition)

Voters anxious for a change back to Lightfoot.

مردم نگران برای تغییر دوباره به Lightfoot.

منبع: VOA Standard English_Americas

There is sadness. I'm anxious. There is anxiety.

غم وجود دارد. من مضطرب هستم. اضطراب وجود دارد.

منبع: Big Think Super Thoughts

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید