belt

[ایالات متحده]/belt/
[بریتانیا]/belt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوار ماده‌ای که دور کمر پوشیده می‌شود، یک منطقه یا ناحیه
vt. با نوار ماده‌ای محکم کردن یا تأمین امنیت؛ ضربه زدن با کمربند به عنوان یک نوع تنبیه
vi. به سرعت حرکت کردن، به ویژه در حین رانندگی یا دویدن
Word Forms
جمعbelts
قسمت سوم فعلbelted
شکل سوم شخص مفردbelts
زمان گذشتهbelted
صفت یا فعل حال استمراریbelting

عبارات و ترکیب‌ها

seat belt

کمربند

leather belt

کمربند چرمی

belt buckle

سگک کمربند

tool belt

کمربند ابزار

belt conveyor

نوار نقاله

conveyor belt

نوار نقاله

orogenic belt

کمربند اوروژنزیک

belt conveyer

نوار نقاله

green belt

کمربند سبز

conveyer belt

نوار نقاله

safety belt

کمربند ایمنی

black belt

کمربند مشکی

abrasive belt

نوارهای ساینده

mesh belt

کمربند مشبک

belt filter

فیلتر کمربندی

steel belt

کمربند فولادی

rubber belt

کمربند لاستیکی

synchronous belt

کمربند همزمان

conveying belt

نوار نقاله

belt drive

سیستم انتقال نیرو با کمربند

timing belt

کمربند زمان

belt transmission

انتقال نیرو با کمربند

جملات نمونه

a belt of trees.

یک ردیف از درختان

belt a person in the jaw

کشیدن فک شخص

belt out a song.

خواندن یک آهنگ با صدای بلند

the jacket belts at the waist.

کمربند ژاکت در کمر قرار دارد.

He’s a black belt in judo.

او یک کمربند سیاه در جودو است.

I bought a frame rucksack with belt yesterday.

من دیروز یک کوله‌پشتی قاب دار با کمربند خریدم.

Shaun became a brown belt in judo.

شون به یک کمربند قهوه ای در جودو تبدیل شد.

he belted the ball downfield.

او توپ را به سمت پایین زمین ضربه زد.

Magilton made the goal with a belter of a pass.

ماگیلتون با یک پاس عالی گل زد.

they've come with some belting songs.

آنها با چند آهنگ عالی آمده اند.

he was belting along in fifth gear.

او با سرعت پنجم در حال رانندگی بود.

seat belts with automatic retractors.

کمربند ایمنی با مکانیزم جمع شدن خودکار.

The paper introduces the solution methods of belt-distortion on pipy belt-conveyor by analyzing the phenomenon and causation of belt-distortion on pipy belt-conveyor.

این مقاله روش‌های حل مشکل انحراف نوار بر روی نوار نقاله لوله‌ای را با تحلیل پدیده و علت انحراف نوار بر روی نوار نقاله لوله‌ای معرفی می‌کند.

I belted him in the eye.

من ضربه ای به چشمانش زدم.

Fasten your seat belts!

کمربندهای ایمنی خود را ببندید!

The clasp on his belt had broken.

سگک کمربندش شکسته بود.

نمونه‌های واقعی

" Put your seat belt on-I'm nervous already."

لطفاً کمربند خود را ببندید - من از قبل عصبی هستم.

منبع: Twilight: Eclipse

And the coolest thing was the belt.

جالب ترین چیز این بود که کمربند.

منبع: New Target Junior High School English Grade 7 (Lower)

" Does Ralph Macchio have a black belt? "

" آیا رالف ماچیو کمربند سیاه دارد؟"

منبع: Connection Magazine

Never leave a belt on the floor.

هیچ وقت کمربند را روی زمین نگذارید.

منبع: The Big Bang Theory Season 10

BeIt's too tight. Gotta change the belt.

خیلی تنگ است. باید کمربند را عوض کرد.

منبع: Friends Season 1 (Edited Version)

May I help you with your seat belt?

آیا می توانم در مورد کمربند ایمنی شما کمک کنم؟

منبع: Desperate Housewives Season 7

Fasten your seat belts. It's pee-pee time.

کمربندهای ایمنی خود را ببندید. وقت پوشک است.

منبع: Volume 3

Um, Genie, can you put on a gold belt.

اممم، جنی، آیا می توانید یک کمربند طلایی بپوشید؟

منبع: VOA Let's Learn English (Level 1)

The real guy was a black belt, you know.

آن مرد واقعی یک کمربند سیاه بود، می دانید.

منبع: Actor Dialogue (Bilingual Selection)

And tighten your belt. Your pants are coming, down.

و کمربند خود را محکم کنید. شلوارتان دارد می آید، پایین.

منبع: Charlotte's Web

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید