a belting performance
اجرای فوقالعاده
a belting headache
دردسر شدید
a belting laugh
خنده رها
belting the pavement
سرعت بالا در جاده
she was belting out her favorite song at the karaoke.
او در حال خوانندگی ترانه مورد علاقه خود در کارائوکه بود.
the children were belting their way down the hill.
کودکان با سرعت از تپه به پایین میرفتند.
he enjoys belting out tunes while driving.
او از خواندن آهنگها در حین رانندگی لذت میبرد.
the singer was belting the high notes effortlessly.
خواننده به راحتی نتهای بالا را میخواند.
they were belting around the track in their race cars.
آنها با ماشینهای مسابقهشان در پیست میچرخیدند.
during the concert, she was belting out hit after hit.
در طول کنسرت، او پشت سر هم آهنگهای موفق را میخواند.
he was belting his way through the final exam.
او در حال گذراندن امتحان نهایی بود.
the team was belting out goals in the second half.
در نیمه دوم، تیم گلهای زیادی زد.
she loves belting out classics from the '80s.
او عاشق خواندن آهنگهای کلاسیک دهه 80 است.
they were belting out their opinions during the debate.
آنها در طول بحث، نظرات خود را بیان میکردند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید