brand

[ایالات متحده]/brænd/
[بریتانیا]/brænd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. علامت تجاری، برچسب
vt. با برند علامت‌گذاری کردن، محکوم کردن

عبارات و ترکیب‌ها

brand recognition

شناخت برند

brand loyalty

وفاداری به برند

brand ambassador

سفیر برند

brand image

تصویر برند

brand identity

هویت برند

brand strategy

استراتژی برند

brand management

مدیریت برند

famous brand

برند معروف

brand new

کاملاً جدید

brand name

نام برند

own brand

برند اختصاصی

international brand

برند بین‌المللی

brand awareness

آگاهی از برند

name brand

برند معتبر

new brand

برند جدید

national brand

برند ملی

brand effect

اثر برند

brand extension

گسترش برند

brand equity

ارزش برند

brand name products

محصولات برند

private brand

برند خصوصی

brand new day

روز جدید

local brand

برند محلی

جملات نمونه

the brand of villainy

برند شرارت

the brand of Paula's dipsomania.

برند پایلاز دیپومانیا

their inimitable brand of humour.

برند منحصر به فرد طنز آنها

the brand of cowardice;

برند ترس

a popular brand of soap.

یک برند محبوب صابون

a new brand of soap powder.

یک برند جدید پودر صابون

proprietary brands of insecticide.

برندهای اختصاصی حشره کش

brand the lesson on one's mind

درس را در ذهن خود حک کنید

couldn't buy into that brand of conservatism.

نمی توانست با آن برند محافظه کاری همراه شود.

a well-known brand of toothpaste

یک برند شناخته شده خمیر دندان

his own brand of humour.

برند طنز خودش

the film was branded a colossal washout.

فیلم به عنوان یک شکست بزرگ برچسب خورد.

Do you like this brand of tea?

آیا این برند چای را دوست دارید؟

They branded him as a liar.

آنها او را به عنوان یک دروغگو برچسب زدند.

a brand of comedy that I do not care for.

یک برند کمدی که من به آن اهمیت نمی دهم.

his own brand of humor

برند طنز خودش

These cattle have my brand on them.

این گاوها دارای نشان من هستند.

نمونه‌های واقعی

Because of you, it's all brand new.

به خاطر شما، همه چیز کاملاً جدید است.

منبع: Popular Western Gold Songs

It's the brand new us in brand new gently used outfits.

ما جدید هستیم با لباس‌های دست دوم ملایم.

منبع: 2 Broke Girls Season 6

Expanding the brand beyond clothes-sunglasses, shoes come next.

گسترش برند فراتر از لباس - عینک آفتابی، کفش ها در ادامه.

منبع: CNN Celebrity Interview

In fact, the no-name brand actually had more skeletal muscle than the all-beef brand.

در واقع، برند بدون نام در واقع عضله اسکلتی بیشتری نسبت به برند گوشت گاو داشت.

منبع: Science 60 Seconds - Scientific American April 2020 Collection

And at the bottom here, we got name brands of bars.

و در پایین اینجا، ما برندهای نامی میله ها را داریم.

منبع: IELTS Writing Preparation Guide

I used to love wearing that brand.

من قبلاً عاشق پوشیدن آن برند بودم.

منبع: Classic styles of celebrities

Hagoromo is a brand of Japanese chalk.

Hagoromo یک برند گچ ژاپنی است.

منبع: A Small Story, A Great Documentary

Building any brand now in internet-first is commonplace.

ساخت هر برندی اکنون در اولویت اینترنت رایج است.

منبع: TED Talks (Video Version) Bilingual Selection

It may not be Picasso`s brand of cubism but it`s still a square deal.

شاید این برند کوبیسم پی‌کاسو نباشد، اما هنوز هم معامله‌ای عادلانه است.

منبع: CNN 10 Student English November 2017 Collection

To most people, this brand means beauty.

برای اکثر مردم، این برند به معنای زیبایی است.

منبع: CNN 10 Student English May 2019 Collection

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید