cavalier

[ایالات متحده]/ˌkævə'lɪə/
[بریتانیا]/ˌkævə'lɪr/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک آقا که با زنان مؤدب است
یک شوالیه
یک حامی چارلز اول
adj. غیررسمی، متکبر
Word Forms
جمعcavaliers

عبارات و ترکیب‌ها

cavalier attitude

حالت بی‌خیال

cavalier behavior

رفتار بی‌خیال

cavalier treatment

رفتار بی‌خیال

cavalier remarks

اظهارات بی‌خیال

cavalier manner

رفتار بی‌خیال

جملات نمونه

Anne was irritated by his cavalier attitude.

او از نگرش بی‌خیال او ناراحت بود.

a cavalier attitude toward the suffering of others.

یک نگرش بی‌خیال نسبت به رنج دیگران.

We're annoyed at his cavalier treatment of his old friends.

ما از نحوه برخورد بی‌خیال او با دوستان قدیمی‌اش ناراحتیم.

He has a cavalier attitude towards his responsibilities.

او نسبت به مسئولیت‌های خود نگرشی بی‌خیال دارد.

She dismissed the criticism with a cavalier wave of her hand.

او انتقاد را با یک حرکت دست بی‌خیال سرکوب کرد.

The cavalier treatment of the issue angered many people.

نحوه برخورد بی‌خیال با این موضوع باعث خشم بسیاری از مردم شد.

He gave a cavalier response to their concerns.

او به نگرانی‌های آنها پاسخی بی‌خیال داد.

She adopted a cavalier attitude towards the rules.

او نگرشی بی‌خیال نسبت به قوانین اتخاذ کرد.

The cavalier behavior of the students in class was unacceptable.

رفتار بی‌خیال دانش‌آموزان در کلاس غیرقابل قبول بود.

He showed a cavalier disregard for safety precautions.

او بی‌توجهی بی‌خیال به اقدامات احتیاطی نشان داد.

She handled the delicate situation with a cavalier attitude.

او با نگرشی بی‌خیال با این وضعیت ظریف برخورد کرد.

The cavalier way he spoke to his colleagues offended them.

نحوه صحبت بی‌خیال او با همکاران آنها را ناراحت کرد.

Her cavalier treatment of the project led to its failure.

نحوه برخورد بی‌خیال او با پروژه منجر به شکست آن شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید