christian

[ایالات متحده]/ˈkrɪstʃən/
[بریتانیا]/ˈkrɪstʃən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شخصی که به مسیحیت ایمان دارد
adj. مربوط به یا ویژگی‌دار مسیحیت

عبارات و ترکیب‌ها

Christian faith

ایمان مسیحی

Christian community

جامعه مسیحی

Christian church

کلیسای مسیحی

Christian values

ارزش‌های مسیحی

christian religion

دین مسیحیت

christian era

عصر مسیحی

christian science

علم مسیحیت

hans christian andersen

هانز کریستیان اندرسن

christian abbiati

کریستین آبیاتی

christian science monitor

نظارت علمی مسیحی

christian dior

کریستین دیور

christian name

نام مسیحی

christian faith

ایمان مسیحی

christian values

ارزش‌های مسیحی

christian community

جامعه مسیحی

christian teachings

آموزه‌های مسیحی

christian mission

ماموریت مسیحی

christian service

خدمات مسیحی

christian life

زندگی مسیحی

christian beliefs

باورهای مسیحی

christian fellowship

همکاری مسیحی

christian ethics

اخلاق مسیحی

جملات نمونه

Christianity spread throughout Europe.

مسیحیت در سراسر اروپا گسترش یافت.

She is a devout Christian.

او یک مسیحی متدین است.

Christian values are important to him.

ارزش‌های مسیحی برای او مهم هستند.

He attends Christian church every Sunday.

او هر یکشنبه به کلیسای مسیحی می‌رود.

Many Christian holidays are celebrated around the world.

بسیاری از اعیاد مسیحی در سراسر جهان جشن گرفته می‌شوند.

Christian missionaries traveled to remote areas to spread the faith.

ماموریت‌های مسیحی به مناطق دورافتاده سفر کردند تا ایمان را گسترش دهند.

The Christian community came together to help those in need.

جامعه مسیحی برای کمک به نیازمندان گرد هم آمد.

He finds comfort in his Christian beliefs.

او در باورهای مسیحی خود آرامش می‌یابد.

Christianity has a long history dating back thousands of years.

مسیحیت تاریخ طولانی دارد که به هزاران سال قبل بازمی‌گردد.

she is a devoted christian who attends church every sunday.

او یک مسیحی فداکار است که هر یکشنبه به کلیسا می‌رود.

the christian community organized a charity event.

جامعه مسیحی یک رویداد خیریه برگزار کرد.

he reads the christian bible daily for inspiration.

او به طور روزانه برای الهام گرفتن کتاب مقدس مسیحی را می‌خواند.

many christian values emphasize love and compassion.

بسیاری از ارزش‌های مسیحی بر عشق و شفقت تأکید دارند.

she was raised in a christian household.

او در یک خانواده مسیحی بزرگ شد.

the christian faith teaches forgiveness and redemption.

ایمان مسیحی بخشش و رستگاری را آموزش می‌دهد.

he is studying christian theology at university.

او الهیات مسیحی را در دانشگاه مطالعه می‌کند.

christian music often reflects themes of hope and faith.

موسیقی مسیحی اغلب مضامین امید و ایمان را منعکس می‌کند.

they participated in a christian retreat last weekend.

آنها آخر هفته گذشته در یک بازنشینی مسیحی شرکت کردند.

the christian doctrine encourages helping those in need.

عقیده مسیحی کمک به نیازمندان را تشویق می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید