crafting

[ایالات متحده]/[ˈkræftɪŋ]/
[بریتانیا]/[ˈkræftɪŋ]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فرآیند ساختن اشیا با دست؛ مهارت ساختن اشیا با دست.
v. اشیا را با دست ساختن؛ طراحی یا خلق مجسمه ها به صورت ماهرانه.

عبارات و ترکیب‌ها

crafting a plan

تهیه یک طرح

crafting content

تهیه محتوا

crafting skills

کسب مهارت

crafting beer

تهیه آبجو

crafting jewelry

ساخت جواهرات

crafted well

به خوبی ساخته شده

crafting experience

تجربه ساخت

crafting a story

ساختن یک داستان

crafting a proposal

تهیه یک پیشنهاد

crafted carefully

با دقت ساخته شده

جملات نمونه

she enjoys crafting handmade jewelry as a hobby.

او از ساختن جواهرات دست‌ساز به عنوان یک سرگرمی لذت می‌برد.

the workshop offered a class on crafting pottery.

کارگاه یک کلاس در مورد ساختن سفال ارائه داد.

he's skilled at crafting intricate wooden toys.

او در ساختن اسباب‌بازی‌های چوبی پیچیده مهارت دارد.

crafting a compelling narrative is key to good writing.

ساختن یک روایت جذاب، کلید موفقیت در نویسندگی خوب است.

they spent the afternoon crafting holiday decorations.

آنها بعد از ظهر را صرف ساختن تزئینات تعطیلات کردند.

the company is crafting a new marketing strategy.

شرکت در حال طراحی یک استراتژی بازاریابی جدید است.

she's crafting a beautiful quilt from scraps of fabric.

او در حال ساختن یک لحاف زیبا از تکه‌های پارچه است.

the students are crafting their own robots in the lab.

دانشجویان در حال ساخت ربات‌های خود در آزمایشگاه هستند.

crafting a detailed business plan is essential for success.

ساختن یک طرح تجاری دقیق برای موفقیت ضروری است.

he's crafting a unique blend of coffee beans.

او در حال ترکیب یک مخلوط منحصر به فرد از دانه‌های قهوه است.

crafting a positive image is important for a politician.

ساختن یک تصویر مثبت برای یک سیاستمدار مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید