hank of yarn
حلقه نخ
hank of hair
حلقه مو
hank of rope
حلقه طناب
to hanker for knowledge
برای هوس کردن برای دانش
I was a great fan of Hank's.
من طرفدار بزرگ هانک بودم.
a thick hank of her blonde hair.
یک دسته ضخیم از موهای بلوندش.
(after; for) hanker for knowledge
(بعد از؛ برای) هوس کردن برای دانش
Beets are Hank’s favorite vegetable.
چغندرها مورد علاقه هانک هستند.
Hank, already sweltering, began to sweat still more profusely.
هَنگ، که از قبل در حال عرق کردن بود، شروع به عرق کردن بیشتر کرد.
Her dankish hair hung down in hanks;
موهای نمناک او به صورت دسته ای آویزان بود;
Hank "Buddy" Leitch Muldoon is the rather dimwitted son of a recently deceased Bayou smuggling lord.
هَک "بادی" لیتچ ملدون پسر نسبتاً کمهوش ارباب قاچاق بیو است که اخیراً فوت کرده است.
So since I am here, Sarah, t hank you for your kind words that day, and for the almonds.
از آنجایی که من اینجا هستم، سارا، از شما برای لطفتان در آن روز و آجیل ها متشکرم.
منبع: TED Talks (Video Version) Bilingual SelectionTegumai drew a hank of deer-sinews from his mendy-bag and began to mend his spear.
تگومای یک دسته از رگهای استخواندار گوزن را از کیسه مندای خود بیرون کشید و شروع به تعمیر نیزهاش کرد.
منبع: The story of how it came to be.In his office in LaGrange they were laid out like abstract art on tables, while hanks of yarn hung on the walls.
در دفترش در لاگرانژ، آنها مانند هنر انتزاعی روی میزها چیده شده بودند، در حالی که نخها روی دیوارها آویزان بودند.
منبع: The Economist - ComprehensiveTogether with the kind of raw, blond hank of hair, we have the Lorelei, the Rhinemaidens, who lured sailors to their death on the rocks.
همراه با نوعی نخ موی خشن و بلوند، ما لورل، دختران راین داریم که ملوانان را به سمت مرگشان در صخرهها اغوا میکردند.
منبع: BBC documentary "Civilization"hank of yarn
حلقه نخ
hank of hair
حلقه مو
hank of rope
حلقه طناب
to hanker for knowledge
برای هوس کردن برای دانش
I was a great fan of Hank's.
من طرفدار بزرگ هانک بودم.
a thick hank of her blonde hair.
یک دسته ضخیم از موهای بلوندش.
(after; for) hanker for knowledge
(بعد از؛ برای) هوس کردن برای دانش
Beets are Hank’s favorite vegetable.
چغندرها مورد علاقه هانک هستند.
Hank, already sweltering, began to sweat still more profusely.
هَنگ، که از قبل در حال عرق کردن بود، شروع به عرق کردن بیشتر کرد.
Her dankish hair hung down in hanks;
موهای نمناک او به صورت دسته ای آویزان بود;
Hank "Buddy" Leitch Muldoon is the rather dimwitted son of a recently deceased Bayou smuggling lord.
هَک "بادی" لیتچ ملدون پسر نسبتاً کمهوش ارباب قاچاق بیو است که اخیراً فوت کرده است.
So since I am here, Sarah, t hank you for your kind words that day, and for the almonds.
از آنجایی که من اینجا هستم، سارا، از شما برای لطفتان در آن روز و آجیل ها متشکرم.
منبع: TED Talks (Video Version) Bilingual SelectionTegumai drew a hank of deer-sinews from his mendy-bag and began to mend his spear.
تگومای یک دسته از رگهای استخواندار گوزن را از کیسه مندای خود بیرون کشید و شروع به تعمیر نیزهاش کرد.
منبع: The story of how it came to be.In his office in LaGrange they were laid out like abstract art on tables, while hanks of yarn hung on the walls.
در دفترش در لاگرانژ، آنها مانند هنر انتزاعی روی میزها چیده شده بودند، در حالی که نخها روی دیوارها آویزان بودند.
منبع: The Economist - ComprehensiveTogether with the kind of raw, blond hank of hair, we have the Lorelei, the Rhinemaidens, who lured sailors to their death on the rocks.
همراه با نوعی نخ موی خشن و بلوند، ما لورل، دختران راین داریم که ملوانان را به سمت مرگشان در صخرهها اغوا میکردند.
منبع: BBC documentary "Civilization"لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید