homer

[ایالات متحده]/'həʊmə/
[بریتانیا]/ˈhomɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. هومر، شاعر یونانی نابینا؛ یک هوم ران در اصطلاح بیسبال.

عبارات و ترکیب‌ها

homerun

هومرون

جملات نمونه

He hit a homer in the baseball game.

او یک هومر در بازی بیسبال زد.

She is a big fan of homerun contests.

او یک طرفدار بزرگ مسابقات هومرون است.

The crowd erupted in cheers as the player hit a homer.

با اینکه بازیکن یک هومر زد، جمعیت با تشویق واکنش نشان دادند.

The team celebrated the homer with high-fives.

تیم با تشویق و خوشحالی، هومر را جشن گرفتند.

He is known for his powerful homerun swings.

او به خاطر ضربات قدرتمند هومرونش شناخته شده است.

The player rounded the bases after hitting a homer.

پس از زدن هومر، بازیکن دور پایه‌ها چرخید.

The homer cleared the outfield fence easily.

هومر به راحتی از حصار محوطه بازی عبور کرد.

She watches every game hoping to see a homer.

او هر بازی را تماشا می کند و امیدوار است که یک هومر ببیند.

The team's victory was sealed with a grand slam homer.

پیروزی تیم با یک هومر بزرگ مهر و موم شد.

The player's homer secured the win for the team.

هومر بازیکن، پیروزی را برای تیم تضمین کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید