the heavy inflexible armour of the beetles.
زره سنگین و غیرقابل انعطاف حشرات.
an inexorable opponent; a feeling of inexorable doom.See Synonyms at inflexible
یک حریف اجتنابناپذیر؛ احساسی از سرنوشت اجتنابناپذیر. به مترادفها در غیرقابل انعطاف مراجعه کنید
Polite but inflexible, she would not be deflected from her intention.
او با وجود اینکه مؤدب بود اما انعطافپذیر نبود و از هدف خود منصرف نمیشد.
Inflexible "commodity" impression to daughter anchorperson function value.
تصوری غیرقابل انعطاف از "کالا" به دختر مجری، تابع مقدار.
compared with the railways the canals were inflexible and less effectively networked.
در مقایسه با راه آهن، کانالها غیرقابل انعطاف و به طور مؤثرتری شبکهبندی نشده بودند.
an inflexible knife blade); figuratively they describe what does not relent or yield:
یک تیغه چاقوی غیرقابل انعطاف); به طور استعاری آنها توصیف آنچه که تسلیم نمی شود یا نمی دهد:
Neither threats nor promises could change his inflexible determination.
نه تهدید و نه وعده میتوانست مصمم نبودن غیرقابل انعطاف او را تغییر دهد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید