scandal

[ایالات متحده]/ˈskændl/
[بریتانیا]/ˈskændl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. رویدادها، شایعات یا اتهامات ننگین یا آسیب‌زننده که باعث خشم عمومی می‌شوند

عبارات و ترکیب‌ها

political scandal

رسوای سیاسی

sex scandal

رسوای جنسی

celebrity scandal

رسوای سلبریتی

watergate scandal

رسوای گیت‌واتر

جملات نمونه

brought the scandal to light.

افشای رسوایی را آشکار کرد.

give a scandal an airing

به رسوایی مجال پرداختن داد.

It was a scandal of the first order.

این یک رسوایی درجه یک بود.

the scandal brought down the government.

رسوایی باعث سقوط دولت شد.

divorce was cause for scandal in the island.

طلاق در جزیره باعث رسوایی شد.

a political scandal that was but a footnote to modern history.

یک رسوایی سیاسی که تنها یک حاشیه نویس در تاریخ مدرن بود.

a penny-ante scandal of little substance.

یک رسوایی کوچک و بی‌اهمیت.

Joe was as thirsty for scandal as anyone else.

جو به اندازه هر کسی دیگر تشنه رسوایی بود.

the scandal left the family emotional wrecks.

رسوایی خانواده را به ویرانی عاطفی تبدیل کرد.

The gossipy woman spread much scandal by -es.

زن غیبت‌گو شایعات زیادی را منتشر کرد.

The scandal set tongues wagging.

رسوایی زبان‌ها را به حرکت درآورد.

a scandal that blackened the mayor's name.

اسکاندالی که نام شهردار را لکه‌دار کرد.

a scandal that tumbled the government.

رسوایی که دولت را سرنگون کرد.

a scandal that is a sad commentary on national politics.

اسکاندالی که یک اظهار نظر غم انگیز درباره سیاست ملی است.

a scandal that degraded the participants.

اسکلی که باعث تضعیف شرکت‌کنندگان شد.

Scandal and gossip are meat and drink to him.

رسوایی و غایبه برای او غذا و نوشیدنی هستند.

Interest in the scandal seems to be tapering off.

به نظر می‌رسد علاقه به رسوایی در حال کاهش است.

The scandal caused tempests in the newspapers.

رسوایی طوفانی در روزنامه‌ها ایجاد کرد.

rumours of a further scandal abound.

شایعات مربوط به یک رسوایی بیشتر فراوان است.

augured scandal from a distance;

از دور خبر از رسوایی داد.

نمونه‌های واقعی

The latest unperson in the latest looming scandal.

آخرین فرد حذف شده در آخرین رسوایی قریب الوقوع.

منبع: Homeland Season 5

Olympic officials are trying to avoid a doping scandal.

مقامات المپیک در تلاشند تا از یک رسوایی دوپینگ جلوگیری کنند.

منبع: NPR News May 2016 Compilation

Well, she's flagged some pretty serious scandals.

خب، او برخی از رسوایی های جدی را شناسایی کرده است.

منبع: NPR News September 2017 Collection

Now, though, he is facing a big scandal at home.

حالا، با این حال، او با یک رسوایی بزرگ در خانه روبرو است.

منبع: NPR News March 2019 Compilation

Oh, no, we must work with what we've got to minimise the scandal.

نه، ما باید با آنچه داریم کار کنیم تا رسوایی را به حداقل برسانیم.

منبع: Downton Abbey (Audio Segmented Version) Season 2

We dare not allow these scandals.

ما جرات نمی کنیم این رسوایی ها را اجازه دهیم.

منبع: Yes, Minister Season 3

Next, has the recent data scandal had a financial impact on Facebook?

بعد، آیا رسوایی داده های اخیر تاثیری مالی بر روی فیس بوک داشته است؟

منبع: CNN 10 Student English April 2018 Compilation

What did you think pf it? The bit about ending the scandal of ministerial patronage?

در مورد آن چه فکر کردید؟ بخشی در مورد پایان دادن به رسوایی انتصاب های وزارتی؟

منبع: Yes, Minister Season 1

But now Fillon's campaign is tanking over a fake job scandal.

اما اکنون، کمپین Fillon به دلیل یک رسوایی استخدام جعلی در حال سقوط است.

منبع: NPR News February 2017 Compilation

However, it was her third marriage that caused the biggest scandal.

با این حال، سومین ازدواج او بود که باعث بزرگترین رسوایی شد.

منبع: BBC Listening Collection November 2014

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید