sparring

[ایالات متحده]/ˈspɑ:rɪŋ/
[بریتانیا]/ˈspɑrɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. آموزش مبارزه با بوکس.
Word Forms
صفت یا فعل حال استمراریsparring
جمعsparrings

عبارات و ترکیب‌ها

sparring partner

هم‌رزمه

iceland spar

کشاورز ایسلندی

جملات نمونه

to work out daily with sparring partner

برای تمرین روزانه با حریف تمرینی

The two MPs were sparring with each other.

دو نماینده پارلمان با یکدیگر تمرین می‌کردند.

He decked his sparring partner.

او حریف تمرینی خود را نقش‌زن کرد.

They were sparring in the boxing ring.

آنها در رینگ بوکس تمرین می‌کردند.

The two martial artists were sparring to improve their skills.

دو هنرجو برای بهبود مهارت‌های خود با یکدیگر تمرین می‌کردند.

Sparring is an important part of training for combat sports.

تمرین با حریف، بخش مهمی از آموزش ورزش‌های رزمی است.

The students were sparring with each other in the dojo.

دانشجویان در سالن تمرین با یکدیگر تمرین می‌کردند.

The sparring session helped them prepare for the upcoming tournament.

تمرین با حریف به آنها کمک کرد تا برای مسابقات آینده آماده شوند.

The coach paired up the students for sparring practice.

مربی دانش‌آموزان را برای تمرین با حریف جفت کرد.

Sparring allows fighters to test their techniques in a controlled environment.

تمرین با حریف به مبارزان اجازه می‌دهد تا تکنیک‌های خود را در یک محیط کنترل‌شده آزمایش کنند.

The sparring partners exchanged blows with precision and speed.

حریفان تمرینی با دقت و سرعت ضربات را تبادل کردند.

The sparring match ended in a draw after intense competition.

مسابقه تمرینی پس از رقابت شدید با تساوی به پایان رسید.

Sparring is a great way to improve reflexes and agility.

تمرین با حریف راهی عالی برای بهبود رفلکس‌ها و چابکی است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید